قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وظایف مادر» ثبت شده است

شما که امروز در این حوزه ‏ها تحصیل مى ‏کنید و مى ‏خواهید فردا رهبرى و هدایت جامعه را به عهده بگیرید، خیال نکنید تنها وظیفه شما یاد گرفتن مشتى اصطلاحات مى ‏باشد، وظیفه ‏هاى دیگرى نیز دارید. شما باید در این حوزه‏ ها خود را چنان بسازید و تربیت کنید که وقتى به یک شهر یا ده رفتید، بتوانید اهالى آنجا را هدایت کنید و مهذب نمایید. از شما توقع است که وقتى از مرکز فقه رفتید، خود مهذب و ساخته شده باشید، تا بتوانید مردم را بسازید و طبق آداب و دستورات اخلاقى اسلامى آنان را تربیت کنید. اما اگر خداى نخواسته در مرکز علم خود را اصلاح نکردید، معنویات کسب ننمودید، به هر جا که بروید العیاذ باللّه، مردم را منحرف ساخته، به اسلام و روحانیت بدبین خواهید کرد.

شما وظایف سنگینى دارید. اگر در حوزه ‏ها به وظایف خود عمل نکنید و در صدد تهذیب خود نباشید و فقط دنبال فرا گرفتن چند اصطلاح بوده مسائل اصولى و فقهى را درست کنید، در آتیه خداى نخواسته براى اسلام و جامعه اسلامى مضر خواهید بود؛ ممکن است، العیاذ باللّه، موجب انحراف و گمراهى مردم شوید. اگر به سبب اعمال و کردار و رفتار نارواى شما یک نفر گمراه شده از اسلام برگردد، مرتکب اعظم کبایر مى ‏باشید؛ و مشکل است توبه شما قبول گردد. چنانکه اگر یک نفر هدایت یابد، به حسب روایت «بهتر است از آنچه آفتاب بر آن مى‏ تابد». مسئولیت شما خیلى سنگین است. وظایف شما غیر از وظایف عامه مردم مى ‏باشد؛ چه بسا امورى که براى عامه مردم مباح است، براى شما جایز نیست، و ممکن است حرام باشد. مردم ارتکاب بسیارى از امور مباحه را از شما انتظار ندارند، چه رسد به اعمال پست نامشروع، که اگر خداى نخواسته از شما سربزند، مردم را نسبت به اسلام و جامعه روحانیت بدبین مى ‏سازد. درد اینجاست: اگر مردم از شما عملى که بر خلاف انتظار است مشاهده کنند، از دین منحرف مى‏ شوند؛ از روحانیت برمى‏ گردند، نه از فرد. اى کاش از فرد برمى ‏گشتند و به یک فرد بدبین مى‏ شدند. ولى اگر از یک روحانى عملى ناشایست و برخلاف نزاکت ببینند، تجزیه و تحلیل نمى ‏کنند همچنانکه در میان کسبه افراد نادرست و منحرف وجود دارد و در میان اداریها اشخاص فاسد و زشتکار دیده مى ‏شود، ممکن است در میان روحانیون نیز یک یا چند نفر ناصالح و منحرف باشد. لذا اگر بقالى خلاف کند، مى‏ گویند فلان بقال خلافکار است. اگر یک عطار عمل زشتى مرتکب گردد، گفته مى‏ شود فلان عطار زشتکار است. لیکن اگر آخوندى عمل ناشایسته‏اى انجام دهد، نمى ‏گویند فلان آخوند منحرف است، گفته مى ‏شود آخوندها بدند! وظایف اهل علم خیلى سنگین است؛ مسئولیت علما بیش از سایر مردم مى‏ باشد. اگر به اصول کافى‏، کتاب وسائل، به ابواب مربوط به وظایف علما مراجعه کنید، مى ‏بینید تکالیف سنگین و مسئولیتهاى خطیرى براى اهل علم بیان شده است. در روایت است که وقتى جان به حلقوم مى ‏رسد، براى عالم دیگر جاى توبه نیست، و در آن حال توبه وى پذیرفته نمى ‏شود؛ زیرا خداوند از کسانى تا آخرین دقایق زندگى توبه مى ‏پذیرد که جاهل باشند. و در روایت دیگر آمده است که هفتاد گناه از جاهل آمرزیده مى ‏شود پیش از آنکه یک گناه از عالم مورد آمرزش قرار گیرد. زیرا گناه عالم براى اسلام و جامعه اسلامى خیلى ضرر دارد. عوام و جاهل اگر معصیتى مرتکب شود، فقط خود را بدبخت کرده، بر خویشتن ضرر وارد ساخته است؛ لیکن اگر عالمى منحرف شود و به عمل زشتى دست زند، عالمى را منحرف کرده، بر اسلام و علماى اسلام زیان وارد ساخته است.اینکه در روایت آمده که اهل جهنم از بوى تعفن عالمى که‏ به علم خود عمل نکرده متأذى مى‏ شوند ، براى همین است که در دنیا بین عالم و جاهل در نفع و ضرر به اسلام و جامعه اسلامى فرق بسیار وجود دارد. اگر عالمى منحرف شد، ممکن است امتى را منحرف ساخته به عفونت بکشد. و اگر عالمى مهذب باشد، اخلاق و آداب اسلامى را رعایت نماید، جامعه را مهذب و هدایت مى ‏کند.

 در بعضى از شهرستانهایى که تابستانها به آنجا مى ‏رفتم، مى ‏دیدم اهالى آن بسیار مؤدب به آداب شرع بودند. نکته ‏اش این بود که عالم صالح و پرهیزکارى داشتند. اگر عالم ورع و درستکارى در یک جامعه یا شهر و استانى زندگى کند، همان وجود او باعث تهذیب و هدایت مردم آن سامان مى‏ گردد، اگر چه لفظا تبلیغ و ارشاد نکند. 

ما اشخاصى را دیده‏ایم که وجود آنان مایه‏ پند و عبرت بوده؛ صرف دیدن و نگاه به آنان باعث تنبه مى ‏شد. هم اکنون در تهران، که فی الجمله اطلاع دارم، محلات آن با هم فرق دارد: در محله‏اى که عالم منزه و مهذبى زیست مى‏ کند، مردمان صالح با ایمانى دارد. در محله دیگر که یک نفر منحرف فاسد معمم شده، امام جماعت گردیده، دکان درست کرده است، مى‏ بینى طایفه‏ اى را فریب داده، آلوده و منحرف ساخته است. همین آلودگى است که از بوى تعفن آن اهل جهنم اذیت مى ‏شوند. این تعفنى است که عالم سوء، عالم بى‏ عمل، عالم منحرف، در همین دنیا به بار آورده، و بوى آن در جهان دیگر شامه اهل جهنم را مى‏ آزارد، نه اینکه در آنجا چیزى به او افزوده باشند؛ آنچه در عالم آخرت واقع مى‏ شود چیزى است که در این دنیا تهیه گردیده است. به ما چیزى خارج از عمل ما نمى ‏دهند. وقتى بنا باشد عالمى مفسده جو و خبیث باشد، جامعه‏اى را به عفونت مى ‏کشد؛ منتهى در این دنیا بوى تعفن آن را شامه ‏ها احساس نمى ‏کند؛ لیکن در عالم آخرت بوى تعفن آن درک مى ‏گردد. ولى یک نفر عوام نمى‏ تواند چنین فساد و آلودگى در جامعه اسلامى به بار آورد. عوام هیچگاه به خود اجازه نمى ‏دهد که داعیه امامت و مهدویت داشته باشد، ادعاى نبوت و الوهیت کند؛ این عالم فاسد است که دنیایى را به فساد مى ‏کشاند: اذا فسد العالِم، فسد العالم.

حق متعال خودش را برای ما با نام احسن الخالقین ستوده است (فتبارک الله احسن الخالقین) (1) ، اما در نظر بدوی این سوال برای هر ذهن جستجوگری پیش می آید که چگونه خداوند بهترین آفریننده است، اما میبینیم بعضی از کودکان به طور ناقص متولد میشوند؟ مثلا بعضی فلج هستند، برخی کور یا کر یا لال مادر زاد هستند، برخی به بیماری صرع مبتلایند، برخی بسیار شرور می شوند، و...؟ اشکال کار در کجاست؟
در جواب گوییم باید در حقیقت، اشکال کار را در خودمان جستجو کنیم، نه ذات اقدس حق. لطفا به مثالی که زده میشود خوب دقت کنید:
خداوند در سوره رعد میفرماید: (و انزلنا من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها) (2) (ما از آسمان باران را نازل کردیم پس جوی هایی به اتدازه گنجایش خود روان شدند). هنگامی که باران رحمت الهی به زمین می بارد هر موجودی به مقدار ظرفیتش از آن استفاده میکند، این باران در یک کانال پاک و بدون آلودگی، به صورت زلال جاری می شود، اما همین باران در یک جوی پر از لجن و کثیفی رنگ میگیرد و به صورت آلوده جریان میابد. پس تصدیق میکنید که باران یک حقیقت و یک چیز بود، اما به خاطر قابلیت قوابل به رنگهای مختلف در آمد.

فیض حق متعال هم همانند این باران است که بدون هیچ غل و غشی و پاک و زلال نازل می شود (و انزلنا من السماء ماء طهورا) (3)، اما وقتی در قوابل ظهور میکند، به لحاظ قابلیت قابل تغییر میکند. و چون باید فیض خداوند برای خلق یک انسان، از راه کانال پدر و مادر نازل شود، در نتیجه اگر پدر و مادر در هنگام انعقاد نطفه و همچنین مادر در هنگام بارداری و حتی شیردهی به دستورات وارد شده عمل نکنند، باران زلال فیض الهی را ضایع و آلوده میکنند و در نتیجه این بچه به مشکلاتی بر میخورد. اگر فرزندی مثلا فلج به دنیا می آید به خاطر عدم رعایت دستورات انعقاد نطفه توسط پدر و مادر است، و العیاذ بالله مربوط به حق متعال نمی شود. علاوه بر مشکلات جسمانی، بسیاری از مشکلات روحانی و نفسانی فرزند نیز برخاسته از عمل انعقاد نطفه است.
لذا حضرت علامه دهر آیت الله حسن زاده آملی چه خوش فرمودند که: "نکاح برای انشاء صورت انسانی است نه برای اطفاء شهوت حیوانی" (4). و این وظیفه بر دوش پدر و مادر عزیز است که با توجه به دستورات دین مقدس نطفه را منعقد کنند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای انعقاد نطفه بیش از 50 دستورالعمل داده اند تا از این نواقص جلوگیری شود و شرع مقدس برای مادر باردار و شیرده دستورات فراوانی داده است تا بتواند شجره طیبه ای را به جامعه تحویل دهد. و اهمیت این مطلب از اینجا روشن می شود که
که در روایات ما آمده است با اینکه پیامبر خدا غرق در طهارت و پاکی بودند، اما همراه حضرت خدیجه چهل روز چهله گرفتند و سپس نطفه حضرت زهرا سلام الله علیها را منعقد کردند.

علاوه بر حالات پدر و مادر، حتی اوقات و حالات ستارگان و کواکب نیز بر نطفه موثر است که خواندن داستان زیر که درباره جناب ابن سینا است خالی از لطف نیست:

  • گویند که درویشى بر پدر ابن سینا میهمان شد و پس از صرف غذا درویش به پدرش گفت که من مى خوابم و تو بیدار باش که امشب ستاره ای طلوع مى کند پس مرا بیدار کن که مرا شغلی است. پس درویش در خواب شد و پدر شیخ ابو علی سینا نشست و چون دید که ستاره بدان محل موعود رسیده است، اوّل با زوجه خود مواقعه نمود، از آن پس غسل کرده پس درویش را بیدار نمود. درویش دید که ستاره از محل موعود تجاوز کرده است، به پدر شیخ ایراد کرد که مرا دیر بیدار کردی و وقت گذشته است. پدر شیخ کیفیت واقعه را با درویش در میان نهاد. درویش گفت که از برای تو ولدی پیدا خواهد شد که اعجوبه ی زمان و وحید دوران باشد، پس شیخ الرئیس (ابن سینا) سرآمد علمای زمان شد. (5)

خلاصه اینکه علاوه بر سه عامل دوست و محیط و استاد، عامل نطفه هم یکی از عوامل سعادت و شقاوت انسان می باشد.

با توضیحاتی که داده شد، میتوانیم مقداری از این عبارت سنگین حضرت علامه حسن زاده را متوجه شویم:

"خوى والدین و حتى احوال آنها در اوقات و نیات آنها بلکه احوال نفس اوقات، در حال انعقاد نطفه‏ و غذاى مادر در زمان حمل چون دیگر اوصاف روانى و جسمانى او همه را تأثیرى خاص در مزاج طفل است. و حق سبحانه از مجراى وجود والدین نفخ روح مى ‏کند که کأنّ هر سه نافخ روح ‏اند. و روح از این مجارى رنگ مى ‏گیرد چون آب آسمان از وادیها" (6)

***
ای خوش آن کودکی کز آغازش*طیب و طاهر است زهدانا
بعد از آن مهد ناز او باشد*همچو زهدان پاک دامانا
ز غذای حلال می‌نوشد* پاک و پاکیزه شیر پستانا
خوی مادر ز شیر پستانش*می‌نشیند به طفل آسانا
مادر است صغری و پدر کبری*خود نتیجه است طفل ایشانا
شرط انتاج این مقدمتین* اندرین امر هست ایمانا
رنگ گیرد از این مقدمتین* نفخ روح خدای خلقانا
یا که هر یک دمندة روح است*گفته‌ی بعضی از بزرگانا
دامن مادر است پرورده است*عیسی و موسی بن عمرانا
ز آمنه مادر و ز عبدالله* پدر است خاتم رسولانا
(7
)
***

دامنه مطلب در این باره بسیار وسیع است، برای مطالعه بیشتر در زمینه آداب انعقاد نطفه و ازدواج، و وظایف پدر و مادر، به لینک های زیر مراجعه کنید:
•   جزوه آداب انعقاد نطفه (رساله انشاء صورت انسانی) "توصیه میشود"
•    مستند نسل پاک (تصویری)
•    وظایف مادر تا هفت سالگی کودک

 

حال برای اینکه مطلب روشن تر شود، فیلم فرمایشات بسیار شیرین و مهم حضرت علامه حسن زاده آملی را در این رابطه ببینید که قسمتهایی از متن سخنرانی را نیز در زیر درج کرده ایم:

مشاهده آنلاین فیلم

متن قسمتهایی از سخنرانی:
گاهی سؤال پیش می آید ،خدایی که احسن الخالقین است،چرا فرزندان اینگونه متولد میشوند؟؟ گاهی بیمار و گاهی ناقص؟؟!!
پاسخ: حرف در پدر و مادر است،حرف در خوراک و اوقات است ، حرف در معلم نداشتن و مطلب نشنیدن است. حرف در فقط اطفای شهوت حیوانی است .
نکاح برای اطفای شهوت حیوانی نیست ! نکاح برای انشاء صورت انسانی است !
عزیزان من خود را به دست روحانیون اصیل که مودب ( ادب آموز ) هستند بسپارید که از خود حرفی ندارند ، حرف آفریدگار و خدا و پیامبرتان را در شما پیاده می کنند . و اینکه اشکالی در تولد فرزند می بینید ، برای این است که حرف نشنیدید !
نقل خاطره :
مرد و زنی با پسر ۵۱ – ۴۱ ساله خود به قم آمدند و گفتند این پسر به سردرد مبتلاست و پزشکان قادر به درمان نبودند ،آوردیم خدمت شما !
سؤال کردم از پدر و مادر : این فرزند عزیز از چه زمانی سر دردش شروع شده؟
مادر پاسخ داد : از همان ابتدای بچگی شروع شد .
پرسیدم : نوسان هم دارد دردش یا همیشه یکسان است ؟
مادر گفت : بلی آقا هر وقت اول ماه شده درد سرش بیشتر می شود !
پس با اجازه مادر،پدر را به اتاقی دیگر بردم و در خلوت از او پرسیدم : آقا این ساعت مچ شما ،دین دارد یا بی دین است ؟ برنامه دارد یا ندارد ؟ برای کوک کردن و باز کردنش و … ؟؟
گفت : بله آقا ، حساب و کتاب دارد .
گفتم : آفرین این ساعت را ساعت ساز درست کرده که برنامه داشته ، آن طیاره که در آسمان پرواز میکند ،کشتی که در آب حرکت میکند و … همگی دارای دین و برنامه هستند . بک آن از دینش غافل شود ، سقوط میکند طیاره و غرق می شود آن کشتی !
کدام صنعت است که بی دین باشد ؟
مگر این مردم قطرات نطفه نبوده اند؟ فلینظر الانسان مم خلق؟
در ادامه گفتم : شما هیچ موجودی را بی دین پیدا نمی کنید ! می شود این همه که ساخته این نطفه ها هستند دین و برنامه داشته باشند و خود این نطفه ها دین نداشته باشند؟؟ !!
این فرزند شما که صرع دارد،بی دینی او را مبتلا کرده ! دین داری تنها به نماز و روزه و … نیست ! دین را باید در شئون زندگی پیاده کرد .
امام صادق ( ع ) فرمودند : اگر نطفه هنگام هلال ماه ( شب اول ، شب دوم و سوم ماه ) منعقد شود ، فرزند به بیماری صرع مبتلا می شود و علاج شدنی نیست !

** در این باره در کتب حضرت علامه حسن زاده آملی به اسرار و نکات بسیار مهمی بر خواهید خورد، مثلا می توانید به اوائل کتاب "شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه" ایشان مراجعه کنید. همچنین می توانید به حدیث اول مجلس 84 کتاب "امالی شیخ صدوق" مراجعه کنید که 50 دستورالعمل در آن ذکر شده است که البته در رساله انـشـاء صورت انسانـی آمده است و...

از بزرگترین معضلاتی که سبب می شود فرزندان از خانواده و والدین خود دور شوند و در جوانی به دامان دوستهای ناباب پناه ببرند، بد اخلاقی و بی محبتی والدین به آن هاست.

سوال اینجاست. چرا باید پدر و مادری به خاطر یک اشتباه کوچک، کودک خردسال خود را که تا هفت سالگی غیر از بازی کردن کار دیگری ندارد، تنبیه کنند؟ مگر خود ما اشتباه نمی کنیم؟ طبع و خمیره این کودک تا هفت سالگی بازی کردن و کنجکاوی است و باید به کنکاش و تفریحش بپردازد و الا که به او کودک نمی گویند! چرا باید کودک در خانه که باید منبع محبت و محل امنی برایش باشد، احساس ناراحتی کند؟

پدر و مادر باید آنچنان به فرزند محبت و مهربانی داشته باشند که اگر فرزند مثلا به مدرسه رفت و چند ساعت آنها را ندید، بی تاب شود و به تعبیری دلش پاره شود و خدا خدا کند که هر چه سریعتر به دامن پدر و مادرش برگردد.


به راستی، چه اشکالی دارد کودک خردسالتان بر دوشتان سوار شود؟ چه اشکالی دارد که گوشهایتان را بگیرد؟ و...

کَانَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ یَرْکَبَانِ ظَهْرَ النَّبِیِّ ص وَ یَقُولَانِ حَلْ‏ حَلْ‏

وَ یَقُولُ نِعْمَ الْجَمَلُ جَمَلُکُمَا. (1)

امام حسن و امام حسین در سنین کودکی بر دوش پیامبر سوار می شدند و پایشان را تکان می دادند و می گفتند (حَل حَل). این صدایی است که عرب هنگام سوار شدن بر شتر می گوید و جالب این است که پیامبر در مقام بازی با فرزندانشان می گوید: شتر شما بهترین شتر است!

ببینید تا چه حدی پیامبر خودشان را تنزل می دهند و فرزندانشان را شاد می کنند.

حتی یک بار یک یهودی با دیدن این محبت و رأفت پیامبر، ایمان می آورد و مسلمان می شود.(2)

چرا باید خانه های ما از محبت خالی باشد؟ و چرا این آموزه های اهل بیت در خانواده ها جاری و ساری نباشد؟...

روزی از ابو سعید ابوالخیر سوال کردند : این حُسن شهرت را از کجا آوردی ؟

ابوسعید گفت : شبی مادر از من آب خواست، دقایقی طول کشید تا آب آوردم، وقتی به کنارش رفتم، خواب، مادر را در ربوده بود، دلم نیامد که بیدارش کنم، به کنارش نشستم تا پگاه، مادر چشمان خویش را باز کرد و وقتی کاسه ی آب را در دستان من دید، پی به ماجرا برد و گفت: فرزندم، امیدوارم که نامت عالمگیر شود .

بدین سان ابوسعید ابوالخیر مرد خرد و آگاهی و عرفان، شهرت خویش را مرهون یک دعای مادر می داند.

عالم بر اساس طهارت و پاکی خلق شده است و لذا انسان باید بر اساس اصل عالم که همانا طهارت و پاکی است زندگی کند تا با جهان آفرینش که پاک و طاهر است هماهنگ باشد.
لذا در روایت از حضرت رسول نقل شده است که: (دم علی الطّهاره یوسع رزقک) (1)، یعنی بر پاکی و طهارت، مداومت و استمرار داشته باش تا روزی ات توسط رزاق و فیاض علی الاطلاق، افزایش یابد. پس سبب مزید و افزایش روزی طهارت است.


حال، جهان آفرینش به این پاکی عصاره ای از خود را به عنوان نطفه ای در رحم مادری قرار می دهد و وظیفه مادر این است که این امانت ارزشمند را طاهر به نظام عالم تحویل دهد، همان طور که طاهر از نظام طاهر آفرینش به امانت گرفته بود و اگر در زمین طاهر رحم مادر، درخت خبیثه ای متولد گردد و رشد پیدا کند، مقصر کسی نیست جز همان مادر و الّا عالم طاهر، رحم طاهر، پس چرا فرزند متولد شده ناطاهر؟
سوال: مادر چه کند تا این امانت طاهر جهان طاهر آفرینش را 9 ماه حفاظت کند و شجره طیبه ای را تحویل نظام عالم دهد؟

يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است