قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علامه شعرانی» ثبت شده است

حضرت علامه ابو الحسن شعرانی رحمه الله:

  • توصیه ای به برادرانم، یعنی طالبان علوم دین،‌ و پژوهندگان آثار سرور انبیا (ع) که بدین کتاب می نگرد، بزرگترین چیزی که بر طالب علم واجب و ضروری است، خالص گردانیدن نیت اوست که بنده را توفیق می دهد و وسایل طاعت خویش را برایش فراهم می آورد و هموست که راه درست را در قلوب بندگانش الهام می بخشد. اگر اخلاص نیت نباشد هیچ کس موفق نمی شود از نردبان دانش بالا رفته، یا از آموخته های خود سودی برد.
  • از دیگر اموری که بر طالب علم واجب است، پارسایی و پرهیز از حرامها و مسائل شبهه ناک، و نیز مواظبت بر عبادات است، زیرا هیچ کس از علم خود سودی نمی برد مگر آن را با عمل مقرون سازد. دلهای مردمان نیز بواسطه عالم بی تقوا آرامش نمی یابد.
  • طالب علم، اوقاتی را که در راه علم صرف نمی کند به عبادات مستحبی و نوافل اختصاص دهد و از بیکارگی و صرف وقت در مباحثات، و نیز خواندن مطالبی که نفعی برای دین او ندارد، مثل روزنامه های سیاسی و حکایتها و داستانهای خالی از عبرت و پند، بکاهد.
  • و واجب است بر طالب علم که قرائت قرآن کریم را در طول شبانه روز ترک نگوید و آن قرائت را، به اندازه توانایی خویش، با تدبر و تامل در ریزه کاری ها و معانی آیات همراه سازد، و در آیاتی که به اشکال برمی خورد به تفسیر مراجعه کند.
  • و نیز واجب است بر او که گفتار و رفتار و مطالعه آنچه را که بیهوده است و بدو ارتباطی ندارد واگذارد.
  • اگر زمانی احساس کرد کسالت و خستگی به درون او راه یافته و او را از مسائل علمی باز می دارد، پس باید قلب خود را ـ چنانکه در حدیث وارد شده ـ با حکمت های تازه، آسودگی و شادابی بخشد و از پرداختن به بازیها و بیهوده کاریها و خواندن اشعار و داستانها دوری گزیند مگر آنهای را که حاوی عبرت و پند است.
  • و باید طالب علم نسبت به علما گمان نیکو داشته باشد. و این، راز موفقیت و وسیله کامیابی و پیروزی است. و بدگمانی به آنان، شقاوت و بدبختی به بار می آورد،‌ بلکه گاهی به کفر و گمراهی و جهل مرکب می انجامد. پس باید در کلام آنها با عنایتی کامل و تدبری راستین نگریست، زیر خداوند متعال برای هر چیزی سببی نهاده است که طالب آن، ‌باید در جستجوی آن برآید و از اسباب تعلیم هم یکی استاد است و عنایت به استاد حاصل نمی آید مگر  با خوش بینی و حسن ظن. و این (قاعده) در تمام علوم شرعی و عقلی و صنعت ها جاری است. اگر شیخ ابوعلی سینا به ارسطو و فارابی خوش بین نبود،‌آن توجه کامل در فهم کتابهای آنان، و آن مقام شامخ در فلسفه، هرگز برای او حاصل نمی شد. البته مقصود ما این نیست که این بزرگان، معصوم از خطا هستند، بلکه منظور این است که جایز نیست در اولین برخورد، سریعاً آنان را تخطئه کرد.
  • و نیز واجب است بر طالب علم که عادت به تعصب و خشکی نسبت به کتاب خاص یا طریقه ای خاص پیدا نکند، به ویژه در فقه، که این حرکت به معنای تقلید و پیروی از دیگران است. بسیار دیده شده که طلاب، به تبعیت از مؤلفین دیگر، تنها به نوشته های جدید اکتفا می کنند، در حالی که اساتید و اساطین علم، در میانه سده چهارم تا دهم (هجری قمری) می زیسته اند. و حتی پاره ای از طلاب، در آنچه که از «ابن جنید» و «ابن ابی عقیل» و «علی بن بابویه» نقل شده، تامل و دقت نمی کنند. فتوای آنان را نسخ شده و غیرقابل نظر می دانند.
  • یک طالب علم باید در تهذیب نفس خویش کوشا باشد و خود را به اخلاق فاضله آراسته سازد. و در این راه تنها به خواندن احادیث وارد شده بسنده نکند، بلکه عمده آن است که با اهل اخلاق همنشین و معاشر گردد، و اعمال خود را بر آنان عرضه بدارد و عیوب و کاستی های خویش را دریابد و از آنان راههای اصلاح نفس را بجوید.
  • شایسته است بر تو که از معاشرت های خالی از تعلیم با مردم بکاهی، به ویژه با ثروتمندان و مترفین و دنیا خواهان، باید آنچه را که آخرت را از یاد تو  می برد و میل و رغبت به دنیا را در تو ایجاد می کند، رها کنی، و با صالحان و پارسایان و اهل عبادت همراه  گردی، زیرا این عمل بطور کلی در تهذیب نفس موثر است.

سه مطلب زیر از سه کتاب حضرت علامه حسن زاده آملی درباره نظریه تکامل داروین است:

1. کتاب هزار و یک نکته، نکته 845:

قبل از جنگ بین الملل اول، یکى از علماى آمریکائى از جرجى زیدان به توسط کاغذى پرسیده بود که علماى مسلمان‏ در نظریه داروین چه مى‏ گویند؟ و این سؤال براى علماى مصر فرستاده شد. یکى از آنان جوابى فرستاد و سائل اظهار تشکر کرده، وعده داد جواب او را به انگلیسى ترجمه و منتشر کند.

جواب عالم این بود که نظریه داروین حدسى بیش نیست، و به أدله تأیید نشده. یکى از علماى آلمان عین ادله داروین را ذکر کرده و آن را دلیل تقهقر انسان و مسخ او به میمون دانسته، هیچ بعید نیست که مردى پس از داروین ظاهر شود و ادله او را باطل کند. با اینکه ما تعقل نمیکنیم اگر افراد انسان از زمین بر افتد، انواع بوزینه که از هزاران سال پیش تا کنون موجود بوده و تغییرى نکرده ‏اند این همه اختراعات بشرى و علوم و ادب او را استخراج کنند. اگر عقیده داروین به طور قطع ثابت میشد ما مجبور بودیم ظاهر آیات را طورى تأویل کنیم که با محسوسات و معقولات موافق گردد اما چنین نیست.

نویسنده گوید: پس از داروین‏، آثار انسانى را در اعماق زمین یافته‏ اند، از هشتاد هزار سال پیش از این و بیشتر، و منتها مدتى که داروین‏ معتقد بود سى هزار سال است و این کشف فرضیه داروین‏ را باطل مى‏ کند، چون آنزمان که انسان موجود بود بر حسب این کشف، قبل از دوره میمون است. کسانیکه در فلسفه قدیم بنى نوع انسان را قدیم زمانى میدانستند آدم را به نوع تأویل میکردند یا انسان کامل. و کسانى که امروز جمع بین قول داروین‏ و عقاید دینى میکنند همین را میگویند. گوریلا و شمبانزه همین ‏اند که هستند و همینگونه اولاد خواهند آورد و هرگز اختراعات امروزه انسان را نخواهند یافت.

این مطلب را از یادداشتهاى مخطوط مرحوم استاد علامه شعرانى نقل کرده ‏ایم. کلمه حدس بمعنى دارج و رائج عرف عام آنست نه به معنى مصطلح ارباب معقول. و یکى از کشف آثار انسانى در نکته 557 گفته شد. و در رد داروین کتابها نوشته ‏اند.

2. کتاب هزار و یک نکته، نکته 557:

روزنامه اطلاعات تاریخ 16/ 2/ 1332 ه ش مطابق 22 شعبان 1372 ه ق:

لیما- یونایتدپرس- دیروز از طرف اداره باستان شناسى کشور پرو اعلام شد که عده ‏اى از دانشمندان باستان شناس آن کشور، ضمن کشفیات و حفر آثار قدیمه جنگلهاى «اکوراکو» واقع در 155 کیلومترى لیما اسکلت یک انسان عظیم الجثه ‏اى را پیدا کرده‏ اند که طول قد آن نه پا و نیم مى ‏باشد. ساختمان استخوان‏ بندى این اسکلت به اندازه‏ اى قوى و محکم است که پس از چندین هزار سال که زیر مقدار زیادى سنگ و خاک بوده مع ذلک آسیبى بدان وارد نیامده است.

دانشمندان باستان شناسى پرو معتقدند که اسکلت مزبور متعلق به انسان ششصد هزار سال تا یک میلیون سال قبل بوده است. با اظهار نظر این دانشمندان فرضیه «داروین‏» مبنى بر این که انسان از نژاد میمون است باطل گردیده است زیرا در اسکلت جدید هیچگونه علامتى که حاکى از آثار اسکلت میمون باشد مشاهده نشده است.

تقریبا یک سال قبل یک ظرف قدیمى در همین جنگل کشف شد که مربوط به یک میلیون سال قبل بوده است. این ظرف از سنگ ساخته شده بود و وزن آن به بیست و پنج کیلو مى‏ رسید. پایان.

3. انیس الموحدین، پاورقی، صفحه55:

در این اواخر، طبیعیین در دنیا در مقابل الهیین طغیان فراوان کرده ‏اند و جمعى از آنها نظریه داروین‏ انگلیسى را دست آویز کرده و هیاهوى شدید برپا نمودند، در صورتى که نظریه وى ربطى با مرام آنها نداشت، ولى اخیرا بطلان نظریه داروین‏ درباره انسان بر دانشمندان دنیا واضح گشت و محقّق شد که انسان میلیونها سال قبل از میمون در دنیا وجود داشته است. بعضى از دانشمندان کشف کرده ‏اند که انسان یک میلیون سال قبل در دنیا بوده، در صورتى که میمون 700 هزار سال قبل بوده و اخیرا نیز دانشمندان دیگر کشف نموده‏ اند که بشر چهارده میلیون سال پیش بوجود آمده است؛

حضرت علامه شعرانی در تفسیر سوره بقره:

 چرا مردم، چند هزار سال به خودى خود دنبال آن دعوت‏ها (دعوت پیامبران) مى‏ روند و از دین آنها دست برنمى ‏دارند؟

چون احساساتى در قلوب مردم هست که فقط انبیا آنها را متنبه مى ‏سازند و تخم‏ هایى خداوند در دلها کشته و آنها تربیت مى‏ نمایند تا به گل و میوه رسد و چنان نیست که چیزى برخلاف فطرت و طبیعت بر مردم تحمیل کنند. نظیر اینکه تا طفل متولد شود پستان در دهانش بگذارند مى‏ مکد چون استعداد و رغبت به شیر را خداوند در طبیعت طفل قرار داده و پستان محرک این استعداد است و اگر این میل در طفل نبود، قهر و جبر او محال بود و همچنین میل به آب و سبزه و درخت در قلب انسان او را وادار به زراعت مى‏ کند و میل به مال آن را قوت مى‏ دهد و جوانى را که پدرش به این کارها عادت دهد حسب فطرى او را تربیت کرده. همین‏طور در فطرت انسان اقرار به خداوند متعال، و وجود دار مکافات و حسن کارهاى ممدوح و قبح افعال زشت مخمر شده. (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها) است، مگر اینکه به واسطه عوارضى، این فطرت از کسى سلب شود. و به واسطه دعوت انبیا این حس زنده مى ‏شود، مگر کسى که فطرتش برگشته و عادات سوء طبیعتش را تغییر داده.

و وقتى دین در قلوب‏ زنده شد و مردم به آن تنبیه شدند، هزاران سال باقى مى‏ ماند، چون امرى مخالف با طبعشان نیست و اگر قسرى بود قسر دائم (1) محال بوده و ممکن نبود مردم را مجبور به دین کرد و اینکه مشاهده مى‏ شود بسیارى از دیانات باطله و منسوخه مانند بودایى‏ و بت پرستى ‏ها و یهود و نصارى هنوز باقى است نه به واسطه خرافات آن هاست بلکه چون در خلال مطالب باطله بسیارى مواعظ و نصایح و حکم و آداب موجود است و آنها این ادیان را نگه داشته و سایر خرافات بالتبع مانده، حتى در کتب بت ‏پرستان- آنچه براى ما نقل شده و تا مقدارى که دیده‏ ایم- بسیار حکمت ‏ها هست.

حاصل کلام اینکه قبول دعوت انبیا منوط به این است که فطرت طیبه و غریزه انسانى به واسطه شرارت‏ها و عادات رذیله تغییر پیدا نکرده باشد و الا تأثیر موعظه محال است.

بر سیه دل چه سود خواندن وعظ نرود میخ آهنین بر سنگ‏

از سالها قبل این سوال مطرح بوده است که آیا علم و دین دو مسئله جدا و معارض با هم هستند یا با هم ارتباط دارند و از یک مقوله اند؟ و این سوالات در عصر امروز، گسترده تر و وسیع تر شده است و حلّ این مسئله مهم، ضروری به نظر میرسد.

 لذا رساله "علم و دین"‌ حضرت علامه حسن زاده آملی را میتوانید در ادامه مطالعه و دانلود کنید، که در حقیقت پاسخ به 8 سوال جناب دکتر مهدی گلشنی رئیس وقت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.

همچنین علاقمندان، در صورت نیاز به شرح و بسط بیشتر این رساله شریف، می توانند از "دروس شرح صوتی این رساله" یا کتاب "شرح رساله علم و دین"، استاد صمدی آملی استفاده کنند. همچنین میتوانید مصاحبه جناب دکتر گلشنی درباره رابطه علم و دین را مطالعه نمایید که خود ایشان چهره ماندگار فیزیک و برنده جایزه درس علم و دین از بنیاد تمپلتون آمریکا هستند و تألیفاتی در این زمینه دارند.

**دانلود رساله علم و دین علامه حسن زاده آملی (pdf)**

متن رساله علم و دین:

این کلمه حاوى هشت سؤال در علم و دین و جواب آنها به تفصیل ذیل است:

باسمه تعالى‏

حضرت آیة الله حسن‏ زاده آملى (دامت افاضاته)

با عرض سلام و تحیّات خاطر شریف را مستحضر مى ‏دارد:

به علّت مطرح بودن بعضى شبهات در اذهان طبقات مختلف جوامع اسلامى، خصوصا جوانان، در مورد رابطه علم و دین، تعدادى سؤال تهیه شده و براى بعضى از دانشمندان علوم تجربى، فلاسفه و متکلّمین مسلمان و مسیحى داخل و خارج ارسال شده است. در اینجا به دلیل سهولت بحث، علم به مفهوم علوم تجربى بکار رفته است. پاسخها قرار است به صورت کتاب به زبانهاى فارسى و انگلیسى منتشر شود. شرکت حضرتعالى در پاسخگویى به این سؤالات موجب امتنان خواهد بود و در انتشار دیدگاههاى اندیشمندان مسلمان در سطح جهان تأثیر بسزائى خواهد داشت.

با تشکر و آرزوى مزید توفیقات براى حضرتعالى‏

دکتر مهدى گلشنى- رئیس پژوهشگاه علم انسانى و مطالعات فرهنگى‏

6/ 8/ 75


8 سؤال درباره رابطه علم و دین‏:

1- تعریف حضرتعالى از علم و دین چیست؟

2- آیا جنابعالى تعارضى بین این دو تعریف مى‏بینید یا خیر؟

3- در کجا (یا در چه صورت) ممکن است بین علم و دین تعارض پیدا شود؟

4- در گذشته زمینه ‏هاى پیدایش تعارض بین این دو چه بوده است؟

5- نقش دین در رونق گرفتن علم در تمدن درخشان اسلامى و در غرب چه بوده است؟

6- آیا «علم دینى» امکان دارد؟

7- آیا علم مى ‏تواند از دین به کلّى مستغنى باشد؟

8- آیا مى ‏توان حوزه‏ هاى علم و دین را به کلّى از یکدیگر تفکیک کرد؟

فی الکافی باسناده عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
"ان ابلیس قاس نفسه بآدم فقال خلقتنی من نار و خلقته من طین فلو قاس الجوهر الذی خلق الله منه آدم بالنار کان ذلک اکثر نورا و ضیاء من النار."
ترجمه:
در کتاب کافی از امام صادق نقل شده است که فرمودند:
همانا ابلیس خودش را با آدم مقایسه کردو گفت: یا رب تو مرا از آتش آفریدی و آدم را از گل آفریدی. اما اگر ابلیس، گوهری را که خداوند از آن آدم را آفرید با آتش قیاس می کرد، آن گوهر پر نور تر و پر فروغ تر از آتش بود.
مرحوم استاد علامه شعرانی در تعلیقاتش بر وافی در بیان این حدیث شریف فرمود:
"و یعلم منه ان شیئیه الشیء بصورته لا بمادته و غلط ابلیس و توهم ان الشرف بماده البدن و لم یعلم ان الانسان انسان بعقله و العقل افضل من الوهم. و هذا الحدیث من دقائق العلوم التی لم یعهد صدور مثلها غیر ائمتنا علیهم السلام فی ذلک العصر."
ترجمه:
"و از این حدیث دانسته می شود که شیئیت شیء به صورت آن است نه به ماده اش، اما ابلیس اشتباه کرد و توهّم کرد شرف به ماده (بدن) است و ندانست که انسان به وسیله عقلش انسان است و عقل با فضیلت تر از وهم است (لذا انسان برتر از ابلیس است). و این حدیث از علوم دقیقی است که صدور مثل این حدیث از غیر از ائمه ما در این عصر سابقه نداشته است."

این مطلب مسلّم است که انسان عین موجود خارجى را درک نمى ‏کند، بلکه مدرکات انسان در خود او است و به این جهت است که یک دسته از فلاسفه معروف به ایده آلیسم در وجود عالم خارجى شک دارند، چنانکه در همین سنوات، "هنرى پونکاره" فیلسوف فرانسوى‏ بر همین عقیده است: چون ما عالم خارج را در ذهن نمى‏ گنجانیم و آنچه تعقّل مى ‏کنیم در خارج نیست، پس از کجا بدانیم عالمى غیر آنچه که تعقّل مى ‏کنیم موجود باشد؟

جواب این سخن به‏ طورى که فلاماریون در یکى از کتب خود داده است این است که: اگرچه مدرکات ما فقط در ذهن است و لیکن یقین داریم که از خارج ذهن تأثیرى در ذهن مى ‏شود تا خاطره در آن خطور مى ‏کند. مثلا چشم به طرفى مى ‏اندازیم درختى مشاهده مى ‏کنیم، اگرچه درخت مشاهد در ذهن است و لیکن از عطف توجّه به یک طرفى این صورت در ذهن مى ‏آید و از توجّه به طرف دیگر آن صورت حاضر نمى ‏شود، پس در یک طرف موجودى هست و در طرف دیگر نیست.

منبع: اتحاد عاقل به معقول، صفحه 316، حضرت علامه حسن زاده آملی

حضرت علامه حسن زاده آملی:

آن که در گوهر نفس خود، ساعتى به فکرت بنشیند، دریابد که اگر خود او آن را به تباهى نکشاند هیچکس نتواند آن را تباه کند.

و آنچه که او را از تباهى باز مى دارد دانش بایسته و کردار شایسته است که دانش، آب حیات ارواح است چنانکه آب مایه حیات اشباح است.

من فرصت را اینجا غنیمت مى‌شمرم و طلاب علوم دینى را که مانند خود من بکمال علم نرسیده بر حذر مى‌دارم که هرگز سوء ظن به بزرگان علماى دین نبرند که کمترین کیفر این عمل محرومیت از فیض علوم آنها هست. زهى شقاوت که کسى به بزرگان علماى دین بدبین باشد و سخنان آنان را به بى‌اعتنایى نگرد.

کتاب "نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم" تالیف شیخ عباس قمی از معتبرترین کتب در زمینه مقتل است که این کتاب را همراه با ترجمه فارسی حضرت علامه ذوالفنون شعرانی با نام "دمع السجوم فی ترجمه نفس المهموم" برای دانلود قرار داده ایم.

علامه شعرانی رحمه الله در مقدمه ترجمه شان میفرمایند:

"پس کتاب«نفس‌المهموم» تألیف العالم النحریر و المحدّث الخبیر مفخر عصرنا و قدوة دهرنا الحاج شیخ‌ عباس القمى -قدّس سرّه العزیز - را دیدم در مقتل سیدنا و مولانا ابى عبدا اللّه الحسین علیه السّلام‌ رزقنا اللّه شفاعته، کتابى جامع و موجز و مشتمل بر اکثر روایات صحیحه و منقولات تواریخ‌ معتبره از عامه و خاصه چنان که مانند آن تاکنون نوشته نشده است... امّا به زبان عرب است و همه کس از آن بهره نگیرد گفتم همان کتاب را به‌فارسى ساده نقل کنم چنانچه در عبارت پارسى معنى هر کلمه از کلمات عربى گنجانیده شود و سلاست و فصاحت در زبان پارسى محفوظ ماند."

بخشی از گفتگوی روزنامه رسالت با حضرت علامه حسن زاده آملی در تاریخ 1373/7/24
سوال: دوست داریم بدانیم روزها چه کار مى‏ کنید؟ آیا مى ‏توانید کارهایى که بطور روزانه انجام مى ‏دهید برایمان بگویید؟ چه چیزى الآن بیشترین وقت شما را اشغال مى‏ کند؟ در حقیقت مردم مى‏ خواهند بدانند چه چیزى ذهن یک فیلسوف، عارف، حکیم، فقیه، ریاضى‏دان، ادیب و ... را در این 66 سالگى (سال 1373) به خود مشغول داشته است؟
جواب: بنده از حسن نیّت و بزرگوارى و تشویق و دانش‏ پرورى شما تشکر مى‏ کنم. و واقع و حقیقت امر این است که در شوق‏ و ذوق به تحصیل علوم و معارف در غزلى گفته ‏ام:

منم آن تشنه ی دانش، که گر دانش شود آتش

مرا اندر دل آتش، همی باشد نشیمن ها 

 من که از شش سالگى به مکتب رفته ‏ام، تاکنون ندیم من، کتاب و معشوق من استاد و درس و کار من، بحث و تدریس و تصنیف است، ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء.
استادم آیة اللّه علّامه شعرانى رضوان الله علیه درباره این کمترین ترقیم فرموده است:
و بلوته منذ عشرین سنة بل اکثر فلم أرفیه ما یشینه و یؤخذ علیه إلا الجدّ و الاجتهاد، فجمع من علوم الدین جمیع ما یجب أن یعلمه علماء الدین، و لم أره مرة واحدة یتأنّف من علم ...
یعنى: بیش از بیست سال او را آزمودم و در او جز جدّ و جهد به تحصیل علوم چیزى نیافتم و ندیدم، و همه علومى را که باید دانشمند دینى بداند گرد آورده است. و ندیدم که یکبار از علمى خوددارى کند و روگردان باشد و بیزارى بجوید ...
در اینجا خاطره‏ اى را که از حضرت استاد شعرانى دارم به عرض برسانم، و آن این‏که روزى به من فرمود: «مبادا به سرنوشت ابن اعلم مبتلا شوى». گویند که ابن اعلم ریاضى‏ دان منجّم معروف معاصر عضد الدوله دیلمى از کثرت کار و کوشش در تحصیل و تصنیف علوم و فنون، خستگى و ملال دماغى بدو روى آورد بگونه ‏اى که وقتى او را دیدند با آن همه عشق و علاقه ‏اش به کتاب، کتاب هایش‏ را یکجا جمع کرده مى‏خواهد آتش بزند؛ لذا مرحوم استاد از روى مطایبه به بنده فرمود کارى نکنى که به سرنوشت ابن اعلم دچار شوى.

منبع: هزار و یک کلمه، جلد 2، صفحه 490

يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است