قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۱۴۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علامه حسن زاده آملی» ثبت شده است

علامه حسن زاده آملی:

در اول رساله کریمه هدایتنامه آمده است که:

🔸تمامى حروف که حق عزّ شأنه، به آدم آموخته و مجموع فرزندان آدم از عرب و عجم و ترک و هند و غیره به آن سخن مى ‏گویند، سى و دو حرف است، و آن این است:

🔅«ا ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه ى پ چ ژ ک». 


و هیچ طایفه ‏اى از بنى ‏آدم به تمامى این حروف سخن‏گو نیستند إلّا اهل فارس، که به لغت‏ عرب‏ و لغت اصلى خود درهم آمیخته سخن مى ‏گویند.


*** (و ما میبینیم حتی برخی کشورهای شرقی با اینکه دارای الفبای بسیار زیاد هستند، اما اصوات تشکیل دهنده الفبایشان، به سی و دو حرف نمی رسد.)

علامه حسن زاده آملی:

شیخ عارف محیی الدین عربی در باب شصتم فتوحات ، و صدر المتالهین در اسفار روایت نقل کرده اند که :

  • روزی رسول خدا (ص ) با یارانی در مسجد نشسته بودند که آواز سهمگین فرو افتادن چیزی را شنیدند، پس ترسیدند. رسول خدا (ص ) گفت : می دانید آواز چیست؟ گفتند : خدا و رسولش دانایند. رسول خدا (ص ) گفت: سنگی از بالای جهنم هفتاد سال است که افتاده و اینک به قعر جهنم رسیده است و این آواز هولناک از سقوط آن سنگ برخاست. پس هنوز رسول خدا (ص ) از کلام خود فارغ نشده بود که از خانه منافقی صدای گریه اهل و عیالش بلند شد که آن منافق در آن وقت بمرد و هفتاد سال عمر او بود و رسول الله گفت: الله اکبر !

سپس شیخ گوید که :

علمای صحابه از این گفتار رسول خدا (ص ) دریافتند که این حجر (سنگ) آن منافق است و وی از آن روزی که آفریده شد به سوی جهنم می رفت تا آن که عمرش به هفتاد رسید و چون بمرد در قعر جهنم قرار گرفت.
خداوند فرمود : "ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار". پس آن صدا را شنیدند تا عبرت بگیرند.

علامه حسن زاده آملی:

از جناب صدوق ابن بابویه رضوان اللّه تعالى علیه در إحیاى شبهاى بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان که لیالى قدرند در مفاتیح محدث قمى چنین نقل شده است:

  • قال شیخنا الصدوق فیما أملى على المشایخ فی مجلس واحد من مذهب الإمامیة و من أحیا هاتین اللیلتین بمذاکرة العلم فهو أفضل.

یعنى افضل اعمال در احیاى این دو شب قدر، مذاکره علم است.


طلّاب عزیز ما سرمشق بگیرند که حضرت علامه طباطبائى شب‏ قدر را به بحث و تحقیق آیات قرآنى احیا مى‏ کرد و تفسیرش در این شب فرخنده به پایان رسید، آرى اینچنین باید بکار بود و به شعر رسا و شیواى شمس الدین محمد بن محمود آملى صاحب نفائس الفنون:

به هوس راست نیاید به تمنّى نشود
کاندر این راه بسى خون جگر باید خورد


استاد حضرت علامه طباطبایى- رفع الله تعالى درجاته- تفسیر شریف المیزان را در بیست مجلد در مدت بیست سال به اتمام رسانید، در آخر تفسیر تاریخ اتمام را بدین عبارت مرقوم فرمود:

  • تم الکتاب و الحمد للّه و اتفق الفراغ من تألیفه فی لیلة القدر المبارکة الثالثة و العشرین من لیالى شهر رمضان من شهور سنة اثنتین و تسعین و ثلاثمائة بعد الألف من الهجرة و الحمد للّه على الدوام و الصلوة على سیدنا محمد و آله و السلام.


شیخ المشایخ صاحب جواهر قدس سرّه العزیز در آخر کتاب دیات آن فرماید:

  • تمّ کتاب جواهر الکلام فى شرح شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام فى لیلة الثلاثاء ثلاثة و عشرین من شهر رمضان المبارک لیلة القدر التى کان من تقدیر اللّه تعالى فیها ان یتفضّل علینا باتمام الکتاب المزبور من سنة الف و المأتین و الاربع و الخمسین من الهجرة النبویة الخ.


حکیم متاله ربانى حاج مولى هادى سبزوارى در آخر شرح منظومه در حکمت فرماید:

  • و قد فرغ المؤلف الفقیر عن تسوید هذا الشرح فى یوم الجمعة الثالث و العشرین من شهر رمضان المبارک من سنة واحد و ستین و مأتین بعد الالف الخ.

توضیح: حضرت علامه حسن زاده آملی در بسیاری از آثار و بیانات خود آورده اند که امام علی علیه السلام، از همان زمان صدر اسلام و زمان حیات پیغمبر اکرم به لقب "وصی" مشهور و معهود بود و لکن به سبب اخلال بنی امیه که سعی در محو آثار امیرالمومنین داشتند، این لقب و نیز این منصب الهی حضرت امیر، به فراموشی سپرده شد.

از کتب علامه حسن زاده آملی مطالبی را در این باب جمع آوری نموده ایم که عمده دلایل این مطلب، در کتاب چهارم است و بسیار مغتنم می باشد:

1. کتاب هزار و یک کلمه:
به عنوان تبصره عرض مى‏ شود که چند لحظه پیش از این، امام امیر المؤمنین على (علیه السلام) را به «وصىّ» وصف کرده ‏ام، اکنون محض آگاهى عرض مى‏ شود که امام على (علیه السلام) در صدر اسلام به وصیّ معروف و معهود بود، جز این‏ که بنى امیّه اتفاق کرده بودند که همه آثار امام على (علیه السلام) را محو کنند، حتى لقب‏ وصى‏ را، حتى جهر به بسم الله الرحمن الرحیم را که در نمازهاى جهریه شبانه‏ روزى واجب، و در اخفاتیه آن مستحب است؛

این نه قول من است، قول فخر رازى در تفسیر کبیرش است که در تفسیر سوره فاتحه آن در مسئله فقهى جهر به بسم الله الرحمن الرحیم گوید:
... فلمّا وصلت الدولة إلى بنی أمیّة بالغوا فی المنع من الجهر سعیا فی ابطال آثار على (علیه السلام).
(ج 1، چاپ استانبول، ص 160).(1)

2. قصیده ینبوع الحیاه:

ألا و علیّ کان یعرف‏ بالوصیّ‏         بأخبارنا الموثوقة المستفیضة
 و أنت ترى بین سنام الصحابة         هو وحده کان بهذى الخصیصة
 علیّ إمام الکلّ بعد نبیّنا         علا الکلّ فی کلّ صفات سنیّة (2)


3. نصوص الحکم بر فصوص الحکم:
در جلد دوم تکلمه منهاج‏ البراعه‏ مقاله اى به عنوان «هدایة و ارشاد» شواهد بسیارى از کبار صحابه و سنام مسلمین با ذکر منابع و ماخذ نقل آورده ام که امیر (المومنین علی) علیه السلام در صدر اسلام به سمت «وصى» معروف و معهود بود، جز این که بنى امیه دست بدست هم دادند تا مردم را اغفال کرده اند و آنان را از آن منصب الهى على فراموشى داده اند. (3)


و اینک متن مقاله حضرت علامه حسن زاده آملی در کتاب مذکور را مطالعه نمایید:

بر سر گرفتن قرآن با آن حالات خضوع و خشوع ، نشانه تسلیم در برابر دستورهاى حیاتبخش و سعادت آفرین آن است و بیانگر این که مسلمان ، کسى است که قرآن را دائما در اندیشه و فکر خویش دارد و دستورها و احکام آن را در عمل پیاده مى کند.

علامه حسن زاده آملى -دام ظله- در نکته 490 کتاب هزار و یک نکته خود گوید:

  • در لیالى قدر، قرآن به دل کن ، نه فقط قرآن به سر، که اولى جوهر ذات تو گردد و دومى خارج از گوهر تو است.

«ظاهر نهان» مستندی دیدنی است که مباحثی را در محور معرفت نفس به تصویر می کشد و مخاطب را با مسائلی چون اهمیت خودشناسی، معنای خودشناسی، تجرد نفس، اهمیت و جایگاه استاد در معرفت نفس و … آشنا می کند.

این مستند بی بدیل، در دو قسمت کوتاه ده الی بیست دقیقه‌ای در ذیل مراسم یادبود 65 شهید دبیرستان مفید تهران، تهیه و تنظیم شده است و حاصل تلاش جمعی از معلمان، دانش آموختگان و دانش آموزان دبیرستان مفید است.

ضمن قدردانی و تشکر از تهیه کنندگان این برنامه که زحمت تهیه و ارسال آن را متحمل شده اند، پیشنهاد می کنیم این مجموعه ی دو قسمتی را دریافت نموده و آن را مشاهده نمایید.

قطعا این مستند شما را به تأمل وا می دارد...

دانلود مستند ظاهر نهان:

توصیه ای غذایی به نقل از علامه حسن زاده آملی:

بدان که اطباء با هم خوردن این غذاها را منع کرده اند:

🔸 ماست با ماهی
🔸 همه ی ترشی ها با ماست
🔸 سویق (آرد نرم جو و گندم) با برنج
🔸 انگور با کله پاچه
🔸 انار با هریسه (حلیم)
🔸 سرکه با برنج
🔸 ماست با تربچه
🔸ماست با گوشت مرغ خانگی
🔸 آب چاه با آب رودخانه.

حضرت علامه حسن زاده آملی:

« و لعمری من اعتزل عن الکتب العقلیه والصحف العرفانیه مما أهدتها الأیادی النوریه ک "تمهیدالقواعد" و "شرح القیصری علی فصوص الحکم" و "سرح العیون فی شرح العیون" و "مصباح الانس" و "شرح المحقق الطوسی علی الاشارات" و "الأسفار" و "الشفاء" و "الفتوحات المکیه" ، فقد عزل نفسه عن فهم الخطاب المحمدی -ص- و حرمها من النیل بسعادتها القصوی» .


به جانم قسم! آن که خود را از کتب عقلی و صحف عرفانی که دستهای نورانی آن ها را اهدا نموده است، دوری کند، مانند تمهید القواعد، شرح قیصری بر فصوص الحکم و سرح العیون فی شرح العیون و مصباح الانس و شرح محقق طوسی بر اشارات و اسفار و شفا و فتوحات مکیه، همانا خود را از فهم خطاب محمدی -ص- (قرآن) دور کرده است و جان خود را از نیل به سعادت قصوایش محروم ساخته است.
طلیعه

بهار آمده با کاروان لاله به باغ

به دشت ژاله گل نو دمیده می آید

به سوی قله بی انتهای بیداری

پرنده ای که به خون پر کشیده می آید

در آن کران که بود خون عاشقان جوشان

شهید عشق سر از تن بریده می آید

به پاسداری آیین آسمانی ما

گزیده ای که خدا برگزیده، می آید[1]

برای سخن گفتن از آن فروغ فروزان باید وضو ساخت و رکعتی نماز توأم با شور و نشاط خواند و به صحن آینه ایمان قدم نهاد. او طنین پر صفای صداقت، مدیحه سرای اشتیاق به ساحت قرب حق، بلبل نغمه سرای سرمدی و رایحه دل انگیز بهار هستی است.

در این نوشتار سیری در آثار علامه حسن زاده آملی داریم و گل های مهدوی (عج) در آن را به خوانندگان تقدیم می داریم:


امام زمان، انسان کامل

آیت الله حسن زاده آملی می نویسد: امام زمان در عصر محمدی، انسان کاملی است که جز در نبوت تشریعی و دیگر مناصب مستأثره ختمی، حائز میراث خاتم به نحو اتمّ است و مشتمل بر علوم، و احوال و مقامات او به طور اکمل است و با بدن عنصری در عالم طبیعی و سلسله زمان موجود است؛ چنان که لقب شریف صاحب الزمان بدان مشعر است؛ هر چند احکام نفس کلیّه الهیه وی بر احکام بدن طبیعی او، قاهر و نشئت عنصری او مقهور روح مجرد کلی اوست و از وی به قائم و حجة الله و خلیفة الله و قطب عالم امکان و واسطه فیض و به عناوین بسیار دیگر نیز تعبیر می شود».[2]

وی عقیده دارد: انسان کامل که تجلی آن امام معصوم است، تبلوری از اسم اعظم الهی است.[3] از دیدگاه ایشان بقای تمام عالم، به بقای انسان کامل است؛ چون انسان کَوْن جامع و مظهر اسم جامع است و تمام اسما در ید قدرت اوست. صورت جامعه انسانی و غایت غایت های تمام موجوداتی که امکان وجود دارند، اوست. بنابراین دوام مبادی غایات، دلیل استمرار بقای علت غائیّه است. پس به بقای فرد کامل انسان، بقای تمام عالم خواهد بود.[4] مقام قطب همان رتبه امامت و مقام خلافت است که تعدد و انقسام به ظاهر و باطن در آن راه ندارد. امام در هر عصر بیش از یک شخص ممکن نیست و آن خلیفة الله و قطب زمان است و کلمه خلیفه به لفظ واحد در کریمه (إِنّی جاعِلٌ فِی اْلأَرْضِ خَلیفَةً ) اشاره به وجوب وحدت خلیفه در هر عصر است. شقوق اعلم و اعقل و مانند آن و نیز تقسیم نمودن خلافت به ظاهر و باطن، حق سکوتی است که اوهام موهون را بدین قسمت اقناع و ارضا می نماید.[5]

«حجت خدا» خواه ظاهر باشد و خواه غایب، شاهد است؛ شاهد قائمی که هیچ گاه قعود ندارد. بدان که فایده وجود امام، منحصر به جواب دادن سؤال های مردم نیست، بلکه موجودات و حتی کمالات موجود به وجود آنها وابسته اند و در حال غیبت افاضه و استفاضه او استمرار دارد، همچون خورشیدی که از پس ابر ها، نور، گرما و حرارت خود را به موجودات می رساند:

آن شاخ گل ار چه هست پنهان ز چمن

از فیض وجود اوست عالم گلشن

خورشید اگر چه هست در ابر نهان

از نور وی است باز عالم روشن

به علاوه، باید دید آیا خلیفة الله غایب است یا ما حاضر نمی باشیم و در حجابیم و اسم خود را بر سر آن شاهد هر جایی می گذاریم:

یارب به که بتِْوان گفت این نکته که در عالم

رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی

ما را که برهان های یقینی عقلی و نقلی به تواتر از بیت وحی داریم، نیاز به تمسّک های اقناعی (قانع کننده) نمی باشد، مگر اینکه برای انس مردم با این وضع گوییم: لاک پشت از دور توجه به تخم خود می کند و آن را برای وجود لاک پشتی مستعد می گرداند. آیا نفس کلی قدسی خلیفة الله و ولیّ الله و حجة الله به خلق در حال غیبت، از توجه نفس لاک پشت به وی کمتر است؟![6]

شواهدی بر امکان دوام بدن عنصری

علامه حسن زاده آملی:

علم به قوانین حسابى و قواعد مسائل عددى در تقویت نفس انسانى از اعظم وسائل است، به خصوص علم هندسه که در تعدیل و تقویم ذهن و فکر و قلم و بیان تأثیرى به سزا دارد.

حکما و فلاسفه بزرگ گفته‏ اند: براى رسیدن به معرفت حقایق اشیاء فکر را باید به علوم ریاضى ورزش داد.

آرى علوم ریاضى براى حکیم به مثابت مسطره براى خطاط است، همچنانکه مسطره، مشاق را از کجى و بى‏ نظمى در کتابت حروف، و انحراف سطور، حافظ است؛ علوم ریاضى فکر را از خطا و اعوجاج و انحراف باز مى‏دارند و به آن استقامت و اعتدال مى ‏دهند. زیرا که مسائل آن مبتنى بر قواعد خلل ناپذیر است و هیچ مسامحه و سهل انگارى در آنها راه ندارد، با تخمین و تقریب درست نمی شود. اگر چنانچه اندک اشتباه و غفلت در اعمال قوانین آن به محاسب روى آورد از نتیجه فرسنگها دور مى‏ شود و از رسیدن به مقصود باز مى‏ ماند. لذا گفته ‏اند که عدد براى محاسب مانند دندانه‏ هاى کلید است که اگر زائد یا ناقص باشد فتح باب نمیشود و هرگز درب مطلوب به روى او باز نمی گردد.

لذا انسانهاى ورزیده در علوم ریاضى صاحب رأیى صائب، و نظرى ثاقب، و کم گوى و گزیده گوى، و دیر گوى و نکوگوى مى‏ شوند. عبارات و الفاظ آنان نوعا حساب شده است. قلم آنان بسیار رصین و متین است. مى‏ بینیم که عبارات خواجه طوسى در شرح اشارات شیخ رئیس، و تحریر اصول اقلیدس، و تحریر مجسطى بطلمیوس و دیگر مصنفاتش به فارسى و عربى، چنان سخت استوار است که گویى به جاى مرکب، سرب مذاب به کار برده است.

ابن فنارى که یکى از عارفان به نام است، در فصل دوم‏ فاتحه مصباح الانس، علم ریاضى را علم ایقانى بدون اختلاف معرفى نموده است.

ابن خلدون در مقدمه تاریخش سخنى در فضیلت علم هندسه دارد که بپارسى ترجمه و نقل مى‏ کنیم:

  • هندسه به خرد فروغ، و به اندیشه راستى مى ‏دهد. زیرا همه براهینش به روشى روشن و سبکى آشکار است. از همین جهت غلط در قیاس هایش راه ندارد. لذا به ممارست آن فکر از خطا دور مى ‏گردد. و بر اثر روش روشن، هوش و بینش به هندسه‏ دان دست مى‏ دهد.

و گفته ‏اند بر در سراى افلاطون نوشته بود: هر کس هندسه‏ دان نیست به منزل ما وارد نشود.

و مشایخ ما گفته‏ اند: ممارست در علم هندسه براى فکر به مثابت صابون براى جامه است. چنانکه این جامه را تمیز مى‏ گرداند، آن فکر را صافى مى‏ نماید. و این از جهت حسن ترتیب و انتظامى است که در مسائل هندسى بکار رفته است.

در سیر حکمت در اروپا ترجمه افلاطون آمده است: 

  • وى در بیرون شهر آتن باغى داشت وقف علم و معرفت نمود. مریدانش براى درک فیض تعلیم و اشتغال به علم و حکمت آنجا گرد مى ‏آمدند. و چون آن محل آکادمیا نام داشت فلسفه افلاطون معروف به حکمت آکادمى شد، و پیروان آن را آکادمیان خواندند. و امروز در اروپا مطلق انجمن علمى را آکادمى مى‏ گویند. گفته ‏اند که بر سر در باغ آکادمى نوشته بود هر کس هندسه نمى‏ داند وارد نشود.

و نیز قفطى در تاریخ الحکماء گوید: حکماى یونان بر ابواب مدارسشان مى‏ نوشتند که کسى اصول اقلیدوس را نخوانده است در این مدرسه وارد نشود.

و نیز قفطى در تاریخ یاد شده چند بیت رسا و بلند از ابو على مهندس مصرى در وصف اقلیدس و کتاب اصول هندسه و نقل کرده است که:

اقلیدس العلم الذى تحوى به

ما فى السماء معا و فى الافاق‏

تزکو فوائده على انفاقه

یا حبذا زاک على الانفاق‏

هو سلم و کانما اشکاله

درج الى العلیا للطراق‏

ترقى به النفس الشریفة مرتقى

اکرم بذاک المرتقى و الراقى‏

 یعنى کتاب اصول اقلیدس دانشى را در بر دارد که با فراگرفتن آن، هر آنچه در آسمان و آفاق زمین است. دست مى یابى. هر اندازه انفاقش کنى بیشتر مى‏ شود، به ‏به چه نیکو است چیزى که به انفاق، زیاد مى‏ شود. این کتاب براى بالا روندگان به مراتب والاى علم، گویى نردبانى است که أشکال هندسى آن پله‏ هاى آنست. نفس شریف به این نردبان به مقامى بلند ارتقاء مى‏یابد، چه گرامى است آن مقام بلند، و چه گرامى است آنکه بسوى چنان مقامى ارتقاء مى‏ یابد.

يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است