قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسان» ثبت شده است

«ظاهر نهان» مستندی دیدنی است که مباحثی را در محور معرفت نفس به تصویر می کشد و مخاطب را با مسائلی چون اهمیت خودشناسی، معنای خودشناسی، تجرد نفس، اهمیت و جایگاه استاد در معرفت نفس و … آشنا می کند.

این مستند بی بدیل، در دو قسمت کوتاه ده الی بیست دقیقه‌ای در ذیل مراسم یادبود 65 شهید دبیرستان مفید تهران، تهیه و تنظیم شده است و حاصل تلاش جمعی از معلمان، دانش آموختگان و دانش آموزان دبیرستان مفید است.

ضمن قدردانی و تشکر از تهیه کنندگان این برنامه که زحمت تهیه و ارسال آن را متحمل شده اند، پیشنهاد می کنیم این مجموعه ی دو قسمتی را دریافت نموده و آن را مشاهده نمایید.

قطعا این مستند شما را به تأمل وا می دارد...

دانلود مستند ظاهر نهان:

حضرت علامه حسن زاده آملی:

« و لعمری من اعتزل عن الکتب العقلیه والصحف العرفانیه مما أهدتها الأیادی النوریه ک "تمهیدالقواعد" و "شرح القیصری علی فصوص الحکم" و "سرح العیون فی شرح العیون" و "مصباح الانس" و "شرح المحقق الطوسی علی الاشارات" و "الأسفار" و "الشفاء" و "الفتوحات المکیه" ، فقد عزل نفسه عن فهم الخطاب المحمدی -ص- و حرمها من النیل بسعادتها القصوی» .


به جانم قسم! آن که خود را از کتب عقلی و صحف عرفانی که دستهای نورانی آن ها را اهدا نموده است، دوری کند، مانند تمهید القواعد، شرح قیصری بر فصوص الحکم و سرح العیون فی شرح العیون و مصباح الانس و شرح محقق طوسی بر اشارات و اسفار و شفا و فتوحات مکیه، همانا خود را از فهم خطاب محمدی -ص- (قرآن) دور کرده است و جان خود را از نیل به سعادت قصوایش محروم ساخته است.

سعدی در باب هفتم گلستان گوید : بزرگی را پرسیدم از معنی این حدیث که "اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک" ؟
 گفت به حکم آنکه هر آن دشمنی را که بر وی احسان کنی دوست گردد، مگر نفس را که هر چند مدارا بیشتر کنی مخالفت زیاده کند.

مطلبی بسیار گرانقدر و ارزشمند را فارابی در رساله اطلاعات عقل ، و ملاصدرا در اسفار  عنوان فرموده اند که شاءنیت و قابلیت نفس این است که عاقل و مدرک همه موجودات گردد و علم بدان ها تحصیل کند.
 و شاءن همه موجودات نیز این است که معقول و معلوم وی گردند ، پس از تو حرکت و از خدا برکت!
 علاوه این که فارابی را کلامی کوتاه و بسیار بلند است قریب به این مفاد و مضمون که هیچ نبودی و هیچ نداشتی و اکنون این همه سرمایه داری ، حالا که بال و پر در آوردی چرا به سوی بالاتر پرواز نمی کنی ؟
 یعنی هرگاه عقل هیولانی هیچ ندانی به مقام عقل بالفعل رسید که دانا و خوانا و گویا و شنوا شده است ، هر گاه این عقل بالفعل بدین مرتبه رسیده عالمی بوالعجب گردد و به مراتب و درجاتی فوق العاده رسد ، چه جای استبعاد؟ و ان لیس للانسان الا ما سعی .

امیر المؤمنین، علیه السلام به کمیل فرمود: «انّ هذه القلوب اوعیة فخیرها أوعاها» فرمود: این دلها ظرفها هستند، هر دلى که گنجایش و ظرفیت آن بیشتر است او بهتر است.
این کلام امام، یک ترازوى انسان‏ سنج است، چنانکه معروض داشته‏ ایم، هر میزانى با موزون خود (یعنى متاع و آنچه که بدان سنجیده مى‏ شود) مناسبتى دارد، با ترازوى زنبیلى که نمى‏ شود حرارت هوا را سنجید، هرچیز به مناسبت خودش ترازوئى دارد، انسان کامل براى انسانهاى دیگر میزان است. امام صادق علیه السلام فرمود: «نحن‏ الموازین‏ القسط» (1) ما ترازوهای قسط الهی برای سنجش انسان هستیم.

توضیح:
میزان وزن و ارزش هر شیئی متناسب با همان شیء است، نمیشود با ترازوی ساده دمای هوا را سنجش کرد، همینطور نمی شود انسانیت انسان را با اینگونه ترازوهای مادی سنجید، زیرا انسان منحصر در جسم نیست، لذا امام صادق فرمود: ما ترازو های انسان سنج هستیم، هر چه به ما نزدیک تر شدید، انسان ترید و وزن و ارزش شما بیشتر است. اما افرادی که از جنبه انسانی خوب بار نیامده اند، مورد خطاب قرآن قرار میگیرند که : "فلا نقیم لهم یوم القیامه وزنا"(2) ( روز قیامت براى آنها وزن و ارزشى نخواهیم نهاد).

این همه حالات و تطورات انسان همه از افاضه حق است، "و انه هو اضحک و ابکی". و الا خاک کجا و گریه و خنده کجا؟ قبض و بسط کجا؟ 

مولوی در دیوان شمس چه نیکو فرمود:

نظام هستی که مخلوق خداوند است، همانند او نامحدود است و بشر حدی برای آن (و لو در عالم ماده) نمی یابد و از عظمت و وسعت آن انگشت تعجب به دهان می گیرد.

قسمتی از یک مستند را آماده کرده ایم که در آن سفری خیالی در نظام هستی خواهید داشت، سفری که از زمین شروع می شود و به آخرین فضایی که بشر به آن رسیده ختم می شود و در آخر تصویری بسیار جالب از عالم را نمایش می دهد. انسان می بیند که از نظر جسمانی چقدر در این عالم، کوچک و ناچیز است، اما از جهت روحانی و عقلانی اش، هرگز عالم با همه وسعتش قابل مقایسه با او نیست...

پیشنهاد می کنیم این فیلم 10 دقیقه ای را از ببینید.

مشاهده فیلم

دانلود فیلم (45 مگابایت)

جا دارد این حدیث از امام باقر علیه السلام را نقل کنیم:

 گویا تو میبینی که خداوند فقط این یک جهان را خلق نموده است یا می پنداری که خداوند عز و جل غیر از شما بشری را نیافریده است؟ بله به خدا قسم، خداوند تبارک و تعالی هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید، و تو در آخر آن عوالم قرار دادی و آن عالم آدمیان است.

و مولوی در مثنوی چه خوش سروده است:

آسمان ها و زمین یک سیب دان

کز درخت قدرت حق شد عیان

تو چو کرمی در میان سیب در

از درخت و باغبانی بی خبر

فی الکافی باسناده عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
"ان ابلیس قاس نفسه بآدم فقال خلقتنی من نار و خلقته من طین فلو قاس الجوهر الذی خلق الله منه آدم بالنار کان ذلک اکثر نورا و ضیاء من النار."
ترجمه:
در کتاب کافی از امام صادق نقل شده است که فرمودند:
همانا ابلیس خودش را با آدم مقایسه کردو گفت: یا رب تو مرا از آتش آفریدی و آدم را از گل آفریدی. اما اگر ابلیس، گوهری را که خداوند از آن آدم را آفرید با آتش قیاس می کرد، آن گوهر پر نور تر و پر فروغ تر از آتش بود.
مرحوم استاد علامه شعرانی در تعلیقاتش بر وافی در بیان این حدیث شریف فرمود:
"و یعلم منه ان شیئیه الشیء بصورته لا بمادته و غلط ابلیس و توهم ان الشرف بماده البدن و لم یعلم ان الانسان انسان بعقله و العقل افضل من الوهم. و هذا الحدیث من دقائق العلوم التی لم یعهد صدور مثلها غیر ائمتنا علیهم السلام فی ذلک العصر."
ترجمه:
"و از این حدیث دانسته می شود که شیئیت شیء به صورت آن است نه به ماده اش، اما ابلیس اشتباه کرد و توهّم کرد شرف به ماده (بدن) است و ندانست که انسان به وسیله عقلش انسان است و عقل با فضیلت تر از وهم است (لذا انسان برتر از ابلیس است). و این حدیث از علوم دقیقی است که صدور مثل این حدیث از غیر از ائمه ما در این عصر سابقه نداشته است."

انسانی که به حقیقت خود را شناخته، می یابد که موطن و جایگاه اصلی او عالم ماده و لذتهای زود گذر آن نیست. مثال زیر را بخوانید:

"ملاى رومى در آخر دفتر دوم مثنوى به عنوان مثال گوید:

 تخم اردک‏ در زیر پر مرغ خانگى رشد مى کند و از قلعه و حصارى که وى را احاطه کرده است به در مى آید و با وجودى که در زیر پر مرغ خانگى بزرگ شده است همین که خود را شناخت که آبى است دایه اش را که مرغ خانگى است ترک مى گوید و به نهر و بحر روى مى آورد، حساب نفس ناطقه انسانى با طبیعت، حساب تخم اردک‏ و مرغ خانگى است که هر چند نفس در ابتداى امرش جسمانیة الحدوث است یعنى در بدو فطرتش قوه اى منطبعه در ماده است ولى بر اثر اعتلاء و اشتداد وجودیش از طبیعت به مسافت سال هاى نورى فاصله مى گیرد که به تجرد برزخى بلکه تجرد عقلى بلکه فوق مقام تجرد مى رسد و نائل به مقام خلافت الهیه بلکه فوق مقام‏ خلافت الهیه مى شود، بلکه در حقیقت تعبیر به مسافت سالهاى نورى و امثال آن بین مجرد و مادى ناروا است که اینگونه تعبیرات بیان اوصاف و نسبت مادى به مادى است.

تخم بطى گرچه مرغ خانگى‏ زیر پر خویش کردت دایگى‏

مادر تو بط آن دریا بدست‏ دایه ات خاکى بدو و خشکى پرست‏

میل دریا که دل تو اندرست‏ آن طبیعت جانت را از مادرست‏

میل خشکى مر ترا زین دایه است‏ دایه را بگذار که او بدرایه است‏

دایه را بگذار بر خشک و بر آن‏ اندر آدر بحر معنى چون بطان‏

گر ترا مادر بترساند ز آب‏ تو مترس و سوى دریا ران شتاب‏

تو بطى بر خشک و برتر زنده اى‏ نى چو مرغ خانه، خانه کنده اى‏

تو زکرمنا بنى آدم شهى‏ هم به خشکى هم به دریا پا نهى‏"

عیسی(ع) بسیار خندیدی، یحیی(ع) بسیار گریستی.

 یحیی به عیسی گفت که «تو از مکرهای دقیق حق ایمن شدی که چنین می خندی؟»

 عیسی گفت که «تو از عنایت ها و لطف های دقیق لطیف غریبِ حق، غافل شدی که چندینی می گریی؟»

 ولیی از اولیاء حق در این ماجرا حاضر بود.

 از حق پرسید: «از این هر دو، که را مقام عالی تر است؟»

 جواب گفت که «اَحسَنُهُم بی ظَنّاً، یعنی اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدیِ بی: من آن جا اَم که ظَنّ بنده ی من است

يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است