قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام علی» ثبت شده است

توضیح: حضرت علامه حسن زاده آملی در بسیاری از آثار و بیانات خود آورده اند که امام علی علیه السلام، از همان زمان صدر اسلام و زمان حیات پیغمبر اکرم به لقب "وصی" مشهور و معهود بود و لکن به سبب اخلال بنی امیه که سعی در محو آثار امیرالمومنین داشتند، این لقب و نیز این منصب الهی حضرت امیر، به فراموشی سپرده شد.

از کتب علامه حسن زاده آملی مطالبی را در این باب جمع آوری نموده ایم که عمده دلایل این مطلب، در کتاب چهارم است و بسیار مغتنم می باشد:

1. کتاب هزار و یک کلمه:
به عنوان تبصره عرض مى‏ شود که چند لحظه پیش از این، امام امیر المؤمنین على (علیه السلام) را به «وصىّ» وصف کرده ‏ام، اکنون محض آگاهى عرض مى‏ شود که امام على (علیه السلام) در صدر اسلام به وصیّ معروف و معهود بود، جز این‏ که بنى امیّه اتفاق کرده بودند که همه آثار امام على (علیه السلام) را محو کنند، حتى لقب‏ وصى‏ را، حتى جهر به بسم الله الرحمن الرحیم را که در نمازهاى جهریه شبانه‏ روزى واجب، و در اخفاتیه آن مستحب است؛

این نه قول من است، قول فخر رازى در تفسیر کبیرش است که در تفسیر سوره فاتحه آن در مسئله فقهى جهر به بسم الله الرحمن الرحیم گوید:
... فلمّا وصلت الدولة إلى بنی أمیّة بالغوا فی المنع من الجهر سعیا فی ابطال آثار على (علیه السلام).
(ج 1، چاپ استانبول، ص 160).(1)

2. قصیده ینبوع الحیاه:

ألا و علیّ کان یعرف‏ بالوصیّ‏         بأخبارنا الموثوقة المستفیضة
 و أنت ترى بین سنام الصحابة         هو وحده کان بهذى الخصیصة
 علیّ إمام الکلّ بعد نبیّنا         علا الکلّ فی کلّ صفات سنیّة (2)


3. نصوص الحکم بر فصوص الحکم:
در جلد دوم تکلمه منهاج‏ البراعه‏ مقاله اى به عنوان «هدایة و ارشاد» شواهد بسیارى از کبار صحابه و سنام مسلمین با ذکر منابع و ماخذ نقل آورده ام که امیر (المومنین علی) علیه السلام در صدر اسلام به سمت «وصى» معروف و معهود بود، جز این که بنى امیه دست بدست هم دادند تا مردم را اغفال کرده اند و آنان را از آن منصب الهى على فراموشى داده اند. (3)


و اینک متن مقاله حضرت علامه حسن زاده آملی در کتاب مذکور را مطالعه نمایید:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

یا علی اذا عنی الناس انفسهم فی تکثیر العبادات و الخیرات فانت عن نفسک فی ادراک المعقولات حتی تسبقهم.

ترجمه:

پیامبر اکرم فرمودند:

ای علی، هنگامی که مردم با زیادی عبادات و کسب ثواب فراوان خود را به سختی می اندازند، تو خویشتن را در ادراک معقولات به سختی  انداز تا از آنها پیشی گیری.

رُوِیَ‏ أَنَّ النَّبِیَّ کَانَ ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً وَ حَوْلَهُ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ. فَقَالَ لَهُمْ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا کُنْتُمْ صَرْعَى وَ قُبُورُکُمْ شَتَّى فَقَالَ لَهُ الْحُسَیْنُ: أَنَمُوتُ‏ مَوْتاً أَوْ نُقْتَلُ؟ فَقَالَ بَلْ تُقْتَلُ یَا بُنَیَّ ظُلْماً وَ یُقْتَلُ أَخُوکَ ظُلْماً وَ تُشَرَّدُ ذَرَارِیُّکُمْ فِی الْأَرْضِ. فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع وَ مَنْ یَقْتُلُنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ شِرَارُ النَّاسِ. قَالَ فَهَلْ یَزُورُنَا بَعْدَ قَتْلِنَا أَحَدٌ؟ قَالَ نَعَمْ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِی یُرِیدُونَ بِزِیَارَتِکُمْ بِرِّیِ وَ صِلَتِی فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جِئْتُهُمْ‏ إِلَى الْمَوْقِفِ حَتَّى آخُذَ بِأَعْضَادِهِمْ فَأُخَلِّصَهُمْ‏ مِنْ أَهْوَالِهِ وَ شَدَائِدِهِ.
ترجمه:
روایت شده که روزى پیغمبر صلی الله علیه و آله نشسته بودند و على و فاطمه و حسن و حسین (ع) در اطراف او بودند.
رسول خدا (ص) به ایشان فرمود: چگونه است بر شما آنگاه که در خاک بروید و قبرهاى‏ شما پراکنده باشد؟
حسین (ع) گفت: آیا به مرگ طبیعى از دنیا میرویم یا کشته خواهیم شد؟
فرمود: بلکه تو اى فرزند عزیزم به ستم کشته خواهى شد، و برادرت نیز به ستم کشته میشود و فرزندان شما در روى زمین آواره و پراکنده میشوند.
حسین (ع) گفت: اى رسول خدا چه کسى ما را میکشد؟
 فرمود: بدترین مردمان،
 عرض کرد: آیا پس از کشته شدن کسى ما را زیارت خواهد کرد؟
 فرمود: آرى پسرم، گروهى از امت من هستند که بوسیله زیارت شما نیکى و وصل به من را خواهند، پس چون روز قیامت شود من به نزد آن گروه در موقف بیایم، تا اینکه شانه‏ هاى ایشان را گرفته و آنان را از سختیها و هراسهاى موقف برهانم.

قصیده یا علی از حضرت علامه حسن زاده آملی که هر بیت آن ناظر به آیات و روایات در مورد حضرت امام امیرالمومنین علی وصی علیه السلام است:

قلم از نعمت سخندانى‏

آمده بر سر سخنرانى‏

زآب کوثر بشست صورت لوح‏

بهر تحریر وصف انسانى‏

که پس از ختم انبیا احمد

مى نیابى بسان او ثانى‏

         شویم از مشک و از گلاب دهن‏

گویم اى نور پاک یزدانى‏

محور دائرات ادوارى‏

مرکز حکمت و جهانبانى‏

لنگر کشتى جهانهایى‏

کهکشان سپهر امکانى‏

بحر لطف و سخا و ایثارى‏

ابر نیسان جود و احسانى‏

کوه حلم و وقار و تمکینى‏

سد طوفان جور و طغیانى‏

روح شهر ولایت رجبى‏

سر ماه رسول شعبانى‏

هم که شهر الله مبارک را

لیلة القدر با همه شانى‏

آب اکوان و ام امکانى‏

طوبى و سدره اى و رضوانى‏

رق منشور ماسوى اللهى‏

نور مرشوش عین اعیانى‏

بر همه کائنات مولایى‏

که ولى خداى سبحانى‏

به مناسبت اول ذی الحجه (سالروز ازدواج امام علی و حضرت زهرا علیهما السلام)، شبکه دو سیما در برنامه عصر خانواده در تاریخ 24 شهریور 1394، فرمایشاتی ارزشمند را از استاد صمدی آملی درباره ازدواج جوانان پخش نمود. در این فیلم استاد صمدی آملی صفات مناسب مردان و زنان برای ازدواج را بر اساس روایات بیان مینمایند.

میتوانید فیلم این بیانات را در ادامه مطلب مشاهده و دانلود کنید.

أبوعلی‌ سینا فخر فلاسفه شرق‌ میگوید:

«و کان علی فی‌ أصحاب محمد کالمعقول بین المحسوس؛

علی (ع) در میان‌ اصحاب‌ محمد چون‌ وجود جوهر معقول‌ در میان‌ محسوسات‌ بود.»

و فاصله او با دیگران‌ چون‌ فاصله عالم‌ عقل‌ و عالم‌ محسوسات و طبع‌ بود.

امیر المؤمنین، علیه السلام به کمیل فرمود: «انّ هذه القلوب اوعیة فخیرها أوعاها» فرمود: این دلها ظرفها هستند، هر دلى که گنجایش و ظرفیت آن بیشتر است او بهتر است.
این کلام امام، یک ترازوى انسان‏ سنج است، چنانکه معروض داشته‏ ایم، هر میزانى با موزون خود (یعنى متاع و آنچه که بدان سنجیده مى‏ شود) مناسبتى دارد، با ترازوى زنبیلى که نمى‏ شود حرارت هوا را سنجید، هرچیز به مناسبت خودش ترازوئى دارد، انسان کامل براى انسانهاى دیگر میزان است. امام صادق علیه السلام فرمود: «نحن‏ الموازین‏ القسط» (1) ما ترازوهای قسط الهی برای سنجش انسان هستیم.

توضیح:
میزان وزن و ارزش هر شیئی متناسب با همان شیء است، نمیشود با ترازوی ساده دمای هوا را سنجش کرد، همینطور نمی شود انسانیت انسان را با اینگونه ترازوهای مادی سنجید، زیرا انسان منحصر در جسم نیست، لذا امام صادق فرمود: ما ترازو های انسان سنج هستیم، هر چه به ما نزدیک تر شدید، انسان ترید و وزن و ارزش شما بیشتر است. اما افرادی که از جنبه انسانی خوب بار نیامده اند، مورد خطاب قرآن قرار میگیرند که : "فلا نقیم لهم یوم القیامه وزنا"(2) ( روز قیامت براى آنها وزن و ارزشى نخواهیم نهاد).

از پیامبر و امام علی علیهما السلام منقول است:
اطلبوا العلم و لو بالصین و هو علم معرفه النفس و فیه معرفه الرّب.
علم را طلب کنید، اگر چه در چین باشد و آن علم، علم معرفت نفس (و خودشناسی) است و در آن معرفت پروردگار است.

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا ذَکَرَ اسْمَهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ قَالَ أَخْبَرَنَا مُوسَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ قَالَ حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ زَیْدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالُوا:

جَاءَتْ أُمُّ أَسْلَمَ یَوْماً إِلَى النَّبِیِّ ص وَ هُوَ فِی مَنْزِلِ أُمِّ سَلَمَةَ فَسَأَلَتْهَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَتْ خَرَجَ فِی بَعْضِ الْحَوَائِجِ وَ السَّاعَةَ یَجِی‏ءُ فَانْتَظَرَتْهُ عِنْدَ أُمِّ سَلَمَةَ حَتَّى جَاءَ ص فَقَالَتْ‏ أُمُ‏ أَسْلَمَ‏ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی قَدْ قَرَأْتُ الْکُتُبَ وَ عَلِمْتُ کُلَّ نَبِیٍّ وَ وَصِیٍ‏- فَمُوسَى کَانَ لَهُ وَصِیٌ‏ فِی حَیَاتِهِ وَ وَصِیٌ‏ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ کَذَلِکَ عِیسَى فَمَنْ وَصِیُّکَ‏ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهَا یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ وَصِیِّی‏ فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی وَاحِدٌ ثُمَّ قَالَ لَهَا یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ مَنْ فَعَلَ فِعْلِی هَذَا فَهُوَ وَصِیِّی‏ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى حَصَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ فَفَرَکَهَا بِإِصْبَعِهِ فَجَعَلَهَا شِبْهَ الدَّقِیقِ ثُمَّ عَجَنَهَا ثُمَّ طَبَعَهَا بِخَاتَمِهِ ثُمَّ قَالَ مَنْ فَعَلَ فِعْلِی هَذَا فَهُوَ وَصِیِّی‏ فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَأَتَیْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أَنْتَ وَصِیُ‏ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى حَصَاةٍ فَفَرَکَهَا فَجَعَلَهَا کَهَیْئَةِ الدَّقِیقِ ثُمَّ عَجَنَهَا وَ خَتَمَهَا بِخَاتَمِهِ ثُمَّ قَالَ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ مَنْ فَعَلَ فِعْلِی هَذَا فَهُوَ وَصِیِّی فَأَتَیْتُ الْحَسَنَ ع وَ هُوَ غُلَامٌ فَقُلْتُ لَهُ یَا سَیِّدِی أَنْتَ وَصِیُّ أَبِیکَ فَقَالَ نَعَمْ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ وَ أَخَذَ حَصَاةً فَفَعَلَ بِهَا کَفِعْلِهِمَا فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَأَتَیْتُ الْحُسَیْنَ ع وَ إِنِّی لَمُسْتَصْغِرَةٌ لِسِنِّهِ فَقُلْتُ لَهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أَنْتَ وَصِیُّ أَخِیکَ فَقَالَ نَعَمْ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ ائْتِینِی بِحَصَاةٍ ثُمَّ فَعَلَ کَفِعْلِهِمْ فَعَمَرَتْ أُمُ‏ أَسْلَمَ‏ حَتَّى لَحِقَتْ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بَعْدَ قَتْلِ الْحُسَیْنِ ع فِی مُنْصَرَفِهِ فَسَأَلَتْهُ أَنْتَ وَصِیُّ أَبِیکَ فَقَالَ نَعَمْ ثُمَّ فَعَلَ کَفِعْلِهِمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ.

ترجمه:

جعفر بن زید بن موسى کاظم از پدرش و او از پدرانش ائمه معصومین علیهم السلام چنین نقل کند:
روزى که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله در منزل ام سلمه بود، ‏ام اسلم خدمت آن حضرت آمد، از ام سلمه پرسید: پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله کجاست؟ گفت: دنبال کارى رفته و الساعه مى‏ آید، او نزد ام سلمه در انتظار نشست تا آن حضرت آمد.

ام‏ اسلم‏ عرض کرد: پدر و مادرم قربانت یا رسول اللَّه! من کتابها را خوانده‏ ام و پیغمبران و اوصیاء را میشناسم. موسى در زمان حیات خود وصى داشت (هارون) و پس از وفاتش وصى‏ دیگرى داشت (یوشع) و همچنین عیسى (وصى زمان حیاتش کالب بن یوفنا و وصى پس از وفاتش شمعون بود) وصى شما کیست اى رسول خدا؟
فرمود: اى ام أسلم وصى من در حیاتم و بعد از وفاتم یکى است، سپس فرمود: اى ام أسلم، هر که این کار مرا کند، او وصى من است، سپس با دست مبارک به سنگریزه‏ اى که در روى زمین بود، زد و آن را با انگشتش مالید تا مانند آردش کرد، آنگاه خمیرش نمود و با خاتمش آن را مهر کرد و فرمود: هر که این کار من کند، او وصى من است در زمان حیات و پس از وفاتم.
من از نزد حضرت بیرون شدم و خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسیدم و عرض کردم: پدر و مادرم به قربانت، شمائید وصى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله؟

فرمود: آرى، اى ام أسلم، سپس با دستش به سنگریزه ‏اى زد و آن را مالید تا مانند آردش کرد، آنگاه آن را خمیر کرد و با خاتمش مهر نمود و فرمود: اى ام اسلم: هر که این کار من کند، او وصى منست.
من نزد حسن علیه السلام آمدم و او هنوز کودکى نابالغ بود، عرض کردم: آقاى من تو وصى پدرت هستى؟
فرمود: آرى، اى ام اسلم و با دست سنگریزه‏ اى را برداشت و مانند کار آن دو حضرت انجام داد.

من از نزدش بیرون آمدم و نزد حسین علیه السلام رسیدم و سنش بنظرم کوچک میرسید، به او عرض کردم: پدر و مادرم بقربانت تو وصى برادرت هستى؟

فرمود: آرى، اى ام أسلم! سنگریزه‏ اى به من ده، آنگاه مانند کار آنها انجام داد.

ام اسلم زنده بود تا بعد از شهادت حسین علیه السلام و برگشتن على بن الحسین بمدینه. خدمت حضرت رسید و پرسید: شما وصى پدرت هستى؟

فرمود: آرى، سپس مانند کار آنها انجام داد صلوات اللَّه- علیهم اجمعین.

***
در زیارت مولودیه حضرت امیرالمومنین علی وصی آمده است:
 "السلام علیک یا خاتم الحصی"
(سلام بر تو ای مهر زننده سنگریزه
)

8 صفر سال 35 هجری قمری روز وفات جناب سلمان فارسی، از خواص اصحاب حضرت علی وصی علیه السلام است. ایشان قبل از تشرف به اسلام روزبه نام داشت و سالها در مسیر جستجوی حق و حقیقت بود تا اینکه به محضر پیامبر صلوات الله علیه و آله رسید و آرام گرفت و از اصحاب سرّی و خاص ایشان و امام علی شد. گوشه ای از فضائل این بزرگوار را نقل میکنیم:

در روایت منقول است که حضرت امیرالمومنین شخصا به مدائن آمدند و کفن و دفن ایشان را به عهده گرفتند. (1) و همراه آن حضرت، جعفر بن ابی طالب و حضرت خضر، در حالی که با هر یک از آن دو هفتاد صف از فرشتگان بودند، بر پیکر سلمان محمدی نماز گزاردند.(2) در جای دیگر آمده است که حضرت بر سر قبر جناب سلمان این شعر را قرائت کردند (3):

وفدت علی الکریم بغیر زاد

من الحسنات و القلب السلیم

و حمل زاد اقبح کل شیء

اذا کان الوفود علی الکریم

یعنی "بر انسان کریمی بدون زاد و توشه ای از حسنات و قلبی سلیم وارد شدم، و حمل زاد و توشه زشت ترین چیزهاست، زمانی که انسان بر شخصی کریم وارد شود."

در مقام حضرت سلمان همین کافی است که ایشان از ده درجه ایمان، صاحب مرتبه دهم بودند. در روایتی بسیار ارشمند آمده است:

قال أبو عبد الله (علیه السلام): إن الایمان عشر درجات بمنزلة السلم، یصعد منه مرقاة بعد مرقاة، فلا یقولن صاحب الواحد لصاحب الاثنین: لست على شئ حتى ینتهی إلى العاشر، ولا تسقط من هو دونک فیسقطک الذی هو فوقک، فإذا رأیت من هو أسفل منک فارفعه إلیک برفق ولا تحملن علیه مالا یطیق فتکسره، فإنه من کسر مؤمنا فعلیه جبره، وکان المقداد فی الثامنة، وأبو ذر فی التاسعة، وسلمان فی العاشرة (4)

امام صادق علیه السلام فرمودند:

همانا برای ایمان ده درجه است به منزله ی نردبانی که پله به پله از آن بالا میروند. کسی که در پله اول ایمان قرار داد هرگز نباید به صاحب مرتبه دوم ایمان بگوید: تو از ایمان بهره ای نداری، مگر اینکه به مرتبه دهم ایمان برسد (و به مراتب پایین تر احاطه داشته باشد)، و کسی را که درجه ی ایمانش پایین تر از توست از مقامش به سقوط منسوبش ندار که شخص بالاتر از تو، تو را سقوط می دهد. پس هنگامی که شخصی را دیدی که در درجه پایین تر از تو بود او را با رفق و مدارا بالا ببر و بر او بار سنگینی را که تحملش برای او مشکل است حمل نکن که او را می شکندو برای او طاقت فرساست، چرا که هر کس مومنی را بشکند و پایین بیاورد، جبران کردن بر او واجب است. و مقداد در درجه هشتم ایمان، ابوذر در درجه نهم ایمان و سلمان در درجه دهم ایمان بود.

در روایت دیگر آمده است: اگر ابوذر میدانست در قلب سلمان چه می گذرد، او را تکفیر میکرد، یا او را میکشت (5) ( که این روایت اشاره به تفاوت عظیم درجات ایمان نسبت به هم دارد، در حالی که خود ابوذر در رتبه 9 ایمان است. لذا در حدیث قبلی آمد که شخصی که در مرتبه پایین تر ایمان است هرگز نباید به شخص بالاتر بگوید : (لست علی شی). فتدبّر )

در روایت بلند دیگری حضرت رسول الله فرمودند: (سلمان منا اهل البیت) (6)

براى تبیین بیشتر سخن رسول خدا(ص) مضمون تفسیر عارف بزرگ جهان اسلام، حضرت ابوعبدالله، محمد بن على بن محمد حاتمى مکى، مشهور به «محیى ‏الدین ا‏بن عربى‏» را درباره این حدیث مطرح می کنیم که توضیح بسیار دلنشینی مى‏ باشد.

ایشان در باب 29 کتاب شریف "فتوحات مکیه" که بابی مخصوص جناب سلمان است، فرموده اند : چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله بنده مخلص و خالص خداوند بود، خداوند متعال آن حضرت و اهل بیت(ع) او را از هرگونه پلیدى و آلودگى مصون داشت، و فرمود: خداوند اراده کرده است، هرگونه پلیدى و آلایشى را از شما اهل بیت ‏برطرف گرداند و شما را پاک و پاکیزه نماید. (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا) (7)

جناب شیخ اکبر ابن عربی در ادامه درباره اهل بیت میفرمایند: (هم اولاد فاطمه) و می فرمایند: از نظر قرآن کریم، اهل بیت پیغمبر(ص) پاک و پاکیزه مى‏ باشند، و کسى‏ نمى‏ تواند به آنان اضافه و همراه گردد، مگر این‏که پاک و وارسته باشد، زیرا کسى که به‏ آنان اضافه مى ‏شود، با «مضاف‏ الیه‏» باید شباهت و سنخیت داشته باشد. بنابراین، اهل بیت(ع) به اعتراف صریح قرآن «پاکیزگان‏» هستند، و سلمان هم‏ بنابر حدیث پیغمبر (سلمان منا اهل البیت) بدون شک به آنان ملحق شده است و از هر رجس و پلیدی پاک شده است....(8)

يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است