قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام حسین» ثبت شده است

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ ع یَقُولُ إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع عِنْدَ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْظُرُ إِلَى مَوْضِعِ مُعَسْکَرِهِ وَ مَنْ حَلَّهُ مِنَ الشُّهَدَاءِ مَعَهُ وَ یَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ دَرَجَاتِهِمْ وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَحَدِکُمْ بِوَلَدِهِ وَ إِنَّهُ لَیَرَى مَنْ سَکَنَهُ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ آبَاءَهُ ع أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لَهُ وَ یَقُولُ لَوْ یَعْلَمُ زَائِرِی مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ لَکَانَ فَرَحُهُ أَکْثَرَ مِنْ غَمِّهِ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَنْقَلِبُ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ ذَنْبٍ.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

همانا حسین بن علی علیهما السلام از نزد پروردگارش نگاه می کند به موضع اردوگاهش و محلی که شهدا با او قرار دارند و به زائرانش نیز نظر می اندازد، در حالی که ایشان بخوبی آنها را و نامهایشان و نام پدرانشان و درجات آنها و منزلت آنها را نزد خداوند، بهتر از احدی از شما نسبت به فرزندانش می شناسد، و بدستیکه امام حسین علیه السلام می بینید چه کسی ساکن کربلا شده (جهت زیارت) و برای او استغفار می کند و از پدران بزرگوارش می خواهد برای او استغفار کنند و می فرماید: اگر زائر من می دانست، آنچه را که خداوند برای او مهیا نموده است شادیش بیشتر از غمش می شد. و همانا زائر امام حسین علیه السلام از زیارت برمی گردد در حالیکه هیچ گناهی بر او باقی نمی ماند.

زمین خوردن اباعبدالله:
از بر زین چون شه عشق آفرین
کرد زمین مفخر عرش برین
با تن صد چاک و دل سوزناک
ناله همی کرد به یزدان پاک
گفت الاها ملکا داورا 
پادشها ذوالکرما یاورا
در رهت ای شاهد زیبای من  
شمع صفت سوخت سراپای من
عشق شده جان و تنم فی هواک 
نیست شده در نظرم ما سواک
جز تو جهان را عدم انگاشتم
غیر تو چشم از همه برداشتم
کرد ز دل عشق خط غیر پاک
ساخت غمت جامه تن چاک چاک
رفت سرم بر سر پیمان تو
محو توام واله و حیران تو
گر ارنی گوی به طور آمدم
خواستی ام تا به حضور آمدم
بالله اگر تشنه ام آبم تویی
بحر من و موج و حبابم تویی
******************
عشق تو شد عقل من و هوش من
گشته همه خلق فراموش من
مهر تو ای شاهد زیبای جان
آمده در پیکر من جای جان
وادی سینای تو شد سینه ام
پرتو عکس تو شد آیینه ام
ای سر من در هوس روی تو
بر سر نی ره سپر کوی تو
دید رخت دیده دل بی حجاب
لاجرم آمد به رهت پرشتاب
عشق تو گنجی است به ویرانه ام
غیر تو کس نیست به کاشانه ام
می زنم ار ناله هل من مغیث
من چو نی ام وز لب توست این حدیث
نیست کنون در رگ و شریان من
خون مگر آوای توای جان من
سر غم عشق تو شد رهبرم
گو برود در ره وصلت سرم

اشعار مرحوم محقق کمپانی آیت الله محمد حسین اصفهانی در مصائب حضرت ام البنین:
چشمه ‏ی خور در فلک چهارمین
سوخت زداغ دل ام‏ البنین‏

آه دل پرده ‏نشین حیا
برده دل از عیسی گردون‏ نشین‏

دامنش از لخت جگر لاله ‏زار
خون دل و دیده روان ز آستین‏

مرغ دلش زار چو مرغ هزار
داده ز کف چار جوان گزین‏

اربعة مثل نسور الربی1
سدره نشین از غمشان آتشین‏

کعبه توحید از آن چهار تن
یافت ز هر ناحیه رکنی رکین‏

قائمه ‏ی عرش از ایشان به پای
قاعده عدل از آنها متین‏

یاد ابوالفضل که سر حلقه بود
بود در آن حلقه ماتم نگین‏

اشک فشان سوخته جان همچو شمع
با غم آن شاهد زیبا قرین‏

ناله و فریاد جهان سوز او
لرزه در افکنده به عرش برین‏

کای قد و بالای دل آرای تو
در چمن ناز بسی نازنین‏

تیر کمان خانه ‏ی بیداد زد
دیدۀ حق بین تو را در کمین‏

 چهار جوان بود مرا دلفروز
و الیوم اصبحت و لا من بنین2

نام جوان مادر گیتی مبر
تذکرینی بلیوث العرین3 

چون که دگر نیست جوانی مرا
لا تدعونی ویک ام ‏البنین4

***
پی نوشتها و معانی مصرعها:

به سند متصل از شیخ افقه محقق از محمد بن عبدالله بن زهره ی حلبی از ابن شهر آشوب از احمد بن ابیطالب طبرسی در احتجاج در حدیث طویل از سعد بن عبدالله اشعری در حکایت شرفیاب شدن به حضور مهدی علیه السلام گفت:

خبر ده مرا از تأویل «کهیعص».

 حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیب است که خداوند بنده ی خود زکریا را بر آن آگاه گردانید و حکایت آن را برای محمد صلی الله علیه و آله بیان فرمود، و این چنان است که زکریا از خداوند خواست نام پنج تن را به وی آموزد، جبرئیل فرود آمد و او را آموزانید و زکریا هر گاه نام محمد و علی و فاطمه و حسن علیهم السلام را می برد اندوه او بر طرف می شد و غم او زایل می گشت، و هر گاه نام حسین علیه السلام می برد گریه گلوی او را می گرفت و نفسش به شماره می افتاد، روزی گفت: ای پروردگار من! چون است که وقتی نام چهار کس از آن ها را می برم از اندوه تسلیت می یابم و هر گاه یاد حسین علیه السلام می کنم اشکم ریزان می شوم و ناله ام بیرون می آید؟

خداوند تبارک و تعالی او را خبر داد و فرمود: «کهیعص» پس«کاف» نام کربلاست و «ها» هلاک عترت است «یا» یزید است که بر حسین علیه السلام ستم کرد و «عین» عطش است و «صاد» صبر و شکیبائی آن حضرت، چون زکریا این بشنید سه روز از مسجد خود جدا نگشت و مردم را از داخل شدن بر خود منع فرمود و به گریه و ناله پرداخت و او را رثا می گفت که خداوند!! آیا بهترین خلق خود را به مصیبت فرزند وی مبتلا می کنی؟! آیا چنین بلایی بر خانه ی او فرود می آوری!؟آیا علی و فاطمه علیهماالسلام را جامه ی سوگواری می پوشانی و اندوه آن را در منزل آنها می آوری؟! آنگاه می گفت: ای خدای من! مرا فرزندی روزی کن که در پیری چشم من به وی روشن شود و چون روزی کردی مفتون کن مرا به دوستی او، آنگاه به مرگ او مرا اندوهناک ساز چنانکه محمد صلی الله علیه و آله حبیبت را به فرزندش اندوهناک ساختی، پس خداوند یحیی را به وی بخشید و به مصیبت او مبتلا گردانید و حمل یحیی شش ماه بود چنانکه حمل حسین علیه السلام چنین بود».

رُوِیَ‏ أَنَّ النَّبِیَّ کَانَ ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً وَ حَوْلَهُ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ. فَقَالَ لَهُمْ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا کُنْتُمْ صَرْعَى وَ قُبُورُکُمْ شَتَّى فَقَالَ لَهُ الْحُسَیْنُ: أَنَمُوتُ‏ مَوْتاً أَوْ نُقْتَلُ؟ فَقَالَ بَلْ تُقْتَلُ یَا بُنَیَّ ظُلْماً وَ یُقْتَلُ أَخُوکَ ظُلْماً وَ تُشَرَّدُ ذَرَارِیُّکُمْ فِی الْأَرْضِ. فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع وَ مَنْ یَقْتُلُنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ شِرَارُ النَّاسِ. قَالَ فَهَلْ یَزُورُنَا بَعْدَ قَتْلِنَا أَحَدٌ؟ قَالَ نَعَمْ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِی یُرِیدُونَ بِزِیَارَتِکُمْ بِرِّیِ وَ صِلَتِی فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جِئْتُهُمْ‏ إِلَى الْمَوْقِفِ حَتَّى آخُذَ بِأَعْضَادِهِمْ فَأُخَلِّصَهُمْ‏ مِنْ أَهْوَالِهِ وَ شَدَائِدِهِ.
ترجمه:
روایت شده که روزى پیغمبر صلی الله علیه و آله نشسته بودند و على و فاطمه و حسن و حسین (ع) در اطراف او بودند.
رسول خدا (ص) به ایشان فرمود: چگونه است بر شما آنگاه که در خاک بروید و قبرهاى‏ شما پراکنده باشد؟
حسین (ع) گفت: آیا به مرگ طبیعى از دنیا میرویم یا کشته خواهیم شد؟
فرمود: بلکه تو اى فرزند عزیزم به ستم کشته خواهى شد، و برادرت نیز به ستم کشته میشود و فرزندان شما در روى زمین آواره و پراکنده میشوند.
حسین (ع) گفت: اى رسول خدا چه کسى ما را میکشد؟
 فرمود: بدترین مردمان،
 عرض کرد: آیا پس از کشته شدن کسى ما را زیارت خواهد کرد؟
 فرمود: آرى پسرم، گروهى از امت من هستند که بوسیله زیارت شما نیکى و وصل به من را خواهند، پس چون روز قیامت شود من به نزد آن گروه در موقف بیایم، تا اینکه شانه‏ هاى ایشان را گرفته و آنان را از سختیها و هراسهاى موقف برهانم.

گویم: آن که خدا دارد چرا بى نور است؟

تعبیر امام سید الشهداء حسین بن امام على علیه السلام در دعاى عرفه چه قدر شیرین و دلنشین و شیوا است که :

ماذا وجد من فقدک و ماالذى فقد من وجدک؟

(کسی که تو را از دست داد، چه چیزی را یافت؟ و و کسی که تو را یافت چه چیزی را از دست داد؟)

آن کس که تو را دارد جانا ز چه محروم است؟

من که نشدم محروم تا با تو بپیوستم 

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا ذَکَرَ اسْمَهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ قَالَ أَخْبَرَنَا مُوسَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ قَالَ حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ زَیْدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالُوا:

جَاءَتْ أُمُّ أَسْلَمَ یَوْماً إِلَى النَّبِیِّ ص وَ هُوَ فِی مَنْزِلِ أُمِّ سَلَمَةَ فَسَأَلَتْهَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَتْ خَرَجَ فِی بَعْضِ الْحَوَائِجِ وَ السَّاعَةَ یَجِی‏ءُ فَانْتَظَرَتْهُ عِنْدَ أُمِّ سَلَمَةَ حَتَّى جَاءَ ص فَقَالَتْ‏ أُمُ‏ أَسْلَمَ‏ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی قَدْ قَرَأْتُ الْکُتُبَ وَ عَلِمْتُ کُلَّ نَبِیٍّ وَ وَصِیٍ‏- فَمُوسَى کَانَ لَهُ وَصِیٌ‏ فِی حَیَاتِهِ وَ وَصِیٌ‏ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ کَذَلِکَ عِیسَى فَمَنْ وَصِیُّکَ‏ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهَا یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ وَصِیِّی‏ فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی وَاحِدٌ ثُمَّ قَالَ لَهَا یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ مَنْ فَعَلَ فِعْلِی هَذَا فَهُوَ وَصِیِّی‏ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى حَصَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ فَفَرَکَهَا بِإِصْبَعِهِ فَجَعَلَهَا شِبْهَ الدَّقِیقِ ثُمَّ عَجَنَهَا ثُمَّ طَبَعَهَا بِخَاتَمِهِ ثُمَّ قَالَ مَنْ فَعَلَ فِعْلِی هَذَا فَهُوَ وَصِیِّی‏ فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَأَتَیْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أَنْتَ وَصِیُ‏ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى حَصَاةٍ فَفَرَکَهَا فَجَعَلَهَا کَهَیْئَةِ الدَّقِیقِ ثُمَّ عَجَنَهَا وَ خَتَمَهَا بِخَاتَمِهِ ثُمَّ قَالَ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ مَنْ فَعَلَ فِعْلِی هَذَا فَهُوَ وَصِیِّی فَأَتَیْتُ الْحَسَنَ ع وَ هُوَ غُلَامٌ فَقُلْتُ لَهُ یَا سَیِّدِی أَنْتَ وَصِیُّ أَبِیکَ فَقَالَ نَعَمْ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ وَ أَخَذَ حَصَاةً فَفَعَلَ بِهَا کَفِعْلِهِمَا فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَأَتَیْتُ الْحُسَیْنَ ع وَ إِنِّی لَمُسْتَصْغِرَةٌ لِسِنِّهِ فَقُلْتُ لَهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أَنْتَ وَصِیُّ أَخِیکَ فَقَالَ نَعَمْ یَا أُمَ‏ أَسْلَمَ‏ ائْتِینِی بِحَصَاةٍ ثُمَّ فَعَلَ کَفِعْلِهِمْ فَعَمَرَتْ أُمُ‏ أَسْلَمَ‏ حَتَّى لَحِقَتْ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بَعْدَ قَتْلِ الْحُسَیْنِ ع فِی مُنْصَرَفِهِ فَسَأَلَتْهُ أَنْتَ وَصِیُّ أَبِیکَ فَقَالَ نَعَمْ ثُمَّ فَعَلَ کَفِعْلِهِمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ.

ترجمه:

جعفر بن زید بن موسى کاظم از پدرش و او از پدرانش ائمه معصومین علیهم السلام چنین نقل کند:
روزى که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله در منزل ام سلمه بود، ‏ام اسلم خدمت آن حضرت آمد، از ام سلمه پرسید: پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله کجاست؟ گفت: دنبال کارى رفته و الساعه مى‏ آید، او نزد ام سلمه در انتظار نشست تا آن حضرت آمد.

ام‏ اسلم‏ عرض کرد: پدر و مادرم قربانت یا رسول اللَّه! من کتابها را خوانده‏ ام و پیغمبران و اوصیاء را میشناسم. موسى در زمان حیات خود وصى داشت (هارون) و پس از وفاتش وصى‏ دیگرى داشت (یوشع) و همچنین عیسى (وصى زمان حیاتش کالب بن یوفنا و وصى پس از وفاتش شمعون بود) وصى شما کیست اى رسول خدا؟
فرمود: اى ام أسلم وصى من در حیاتم و بعد از وفاتم یکى است، سپس فرمود: اى ام أسلم، هر که این کار مرا کند، او وصى من است، سپس با دست مبارک به سنگریزه‏ اى که در روى زمین بود، زد و آن را با انگشتش مالید تا مانند آردش کرد، آنگاه خمیرش نمود و با خاتمش آن را مهر کرد و فرمود: هر که این کار من کند، او وصى من است در زمان حیات و پس از وفاتم.
من از نزد حضرت بیرون شدم و خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسیدم و عرض کردم: پدر و مادرم به قربانت، شمائید وصى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله؟

فرمود: آرى، اى ام أسلم، سپس با دستش به سنگریزه ‏اى زد و آن را مالید تا مانند آردش کرد، آنگاه آن را خمیر کرد و با خاتمش مهر نمود و فرمود: اى ام اسلم: هر که این کار من کند، او وصى منست.
من نزد حسن علیه السلام آمدم و او هنوز کودکى نابالغ بود، عرض کردم: آقاى من تو وصى پدرت هستى؟
فرمود: آرى، اى ام اسلم و با دست سنگریزه‏ اى را برداشت و مانند کار آن دو حضرت انجام داد.

من از نزدش بیرون آمدم و نزد حسین علیه السلام رسیدم و سنش بنظرم کوچک میرسید، به او عرض کردم: پدر و مادرم بقربانت تو وصى برادرت هستى؟

فرمود: آرى، اى ام أسلم! سنگریزه‏ اى به من ده، آنگاه مانند کار آنها انجام داد.

ام اسلم زنده بود تا بعد از شهادت حسین علیه السلام و برگشتن على بن الحسین بمدینه. خدمت حضرت رسید و پرسید: شما وصى پدرت هستى؟

فرمود: آرى، سپس مانند کار آنها انجام داد صلوات اللَّه- علیهم اجمعین.

***
در زیارت مولودیه حضرت امیرالمومنین علی وصی آمده است:
 "السلام علیک یا خاتم الحصی"
(سلام بر تو ای مهر زننده سنگریزه
)

برنامه عصر خانواده که از شبکه دو سیما پخش میشود، در تاریخ 29 آذر 1393، اقدام به پخش مستندی زیبا از پیاده روی اربعین حضرت استاد صمدی آملی کرده است که در این مستند، عزاداری حضرت امام حسین سیدالشهدا علیه السلام، و فرمایشاتی دلنشین از استاد صمدی آملی در مسیر کربلا و... نمایش داده شده است. 

این مستند را به مشتاقان تقدیم می کنیم:

کتاب "نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم" تالیف شیخ عباس قمی از معتبرترین کتب در زمینه مقتل است که این کتاب را همراه با ترجمه فارسی حضرت علامه ذوالفنون شعرانی با نام "دمع السجوم فی ترجمه نفس المهموم" برای دانلود قرار داده ایم.

علامه شعرانی رحمه الله در مقدمه ترجمه شان میفرمایند:

"پس کتاب«نفس‌المهموم» تألیف العالم النحریر و المحدّث الخبیر مفخر عصرنا و قدوة دهرنا الحاج شیخ‌ عباس القمى -قدّس سرّه العزیز - را دیدم در مقتل سیدنا و مولانا ابى عبدا اللّه الحسین علیه السّلام‌ رزقنا اللّه شفاعته، کتابى جامع و موجز و مشتمل بر اکثر روایات صحیحه و منقولات تواریخ‌ معتبره از عامه و خاصه چنان که مانند آن تاکنون نوشته نشده است... امّا به زبان عرب است و همه کس از آن بهره نگیرد گفتم همان کتاب را به‌فارسى ساده نقل کنم چنانچه در عبارت پارسى معنى هر کلمه از کلمات عربى گنجانیده شود و سلاست و فصاحت در زبان پارسى محفوظ ماند."

کتاب "نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم" تالیف جناب ثقه الاسلام شیخ عباس قمی است که از معتبرترین مقاتل میباشد. نسخه ای نفیس از این کتاب را که در کشور لبنان (بیروت) چاپ شده است، برای دانلود قرار داده ایم.

يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است