قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۹۶ مطلب با موضوع «نکته» ثبت شده است

علامه حسن زاده آملی:

در اول رساله کریمه هدایتنامه آمده است که:

🔸تمامى حروف که حق عزّ شأنه، به آدم آموخته و مجموع فرزندان آدم از عرب و عجم و ترک و هند و غیره به آن سخن مى ‏گویند، سى و دو حرف است، و آن این است:

🔅«ا ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه ى پ چ ژ ک». 


و هیچ طایفه ‏اى از بنى ‏آدم به تمامى این حروف سخن‏گو نیستند إلّا اهل فارس، که به لغت‏ عرب‏ و لغت اصلى خود درهم آمیخته سخن مى ‏گویند.


*** (و ما میبینیم حتی برخی کشورهای شرقی با اینکه دارای الفبای بسیار زیاد هستند، اما اصوات تشکیل دهنده الفبایشان، به سی و دو حرف نمی رسد.)

علامه حسن زاده آملی:

از جناب صدوق ابن بابویه رضوان اللّه تعالى علیه در إحیاى شبهاى بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان که لیالى قدرند در مفاتیح محدث قمى چنین نقل شده است:

  • قال شیخنا الصدوق فیما أملى على المشایخ فی مجلس واحد من مذهب الإمامیة و من أحیا هاتین اللیلتین بمذاکرة العلم فهو أفضل.

یعنى افضل اعمال در احیاى این دو شب قدر، مذاکره علم است.


طلّاب عزیز ما سرمشق بگیرند که حضرت علامه طباطبائى شب‏ قدر را به بحث و تحقیق آیات قرآنى احیا مى‏ کرد و تفسیرش در این شب فرخنده به پایان رسید، آرى اینچنین باید بکار بود و به شعر رسا و شیواى شمس الدین محمد بن محمود آملى صاحب نفائس الفنون:

به هوس راست نیاید به تمنّى نشود
کاندر این راه بسى خون جگر باید خورد


استاد حضرت علامه طباطبایى- رفع الله تعالى درجاته- تفسیر شریف المیزان را در بیست مجلد در مدت بیست سال به اتمام رسانید، در آخر تفسیر تاریخ اتمام را بدین عبارت مرقوم فرمود:

  • تم الکتاب و الحمد للّه و اتفق الفراغ من تألیفه فی لیلة القدر المبارکة الثالثة و العشرین من لیالى شهر رمضان من شهور سنة اثنتین و تسعین و ثلاثمائة بعد الألف من الهجرة و الحمد للّه على الدوام و الصلوة على سیدنا محمد و آله و السلام.


شیخ المشایخ صاحب جواهر قدس سرّه العزیز در آخر کتاب دیات آن فرماید:

  • تمّ کتاب جواهر الکلام فى شرح شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام فى لیلة الثلاثاء ثلاثة و عشرین من شهر رمضان المبارک لیلة القدر التى کان من تقدیر اللّه تعالى فیها ان یتفضّل علینا باتمام الکتاب المزبور من سنة الف و المأتین و الاربع و الخمسین من الهجرة النبویة الخ.


حکیم متاله ربانى حاج مولى هادى سبزوارى در آخر شرح منظومه در حکمت فرماید:

  • و قد فرغ المؤلف الفقیر عن تسوید هذا الشرح فى یوم الجمعة الثالث و العشرین من شهر رمضان المبارک من سنة واحد و ستین و مأتین بعد الالف الخ.

بر سر گرفتن قرآن با آن حالات خضوع و خشوع ، نشانه تسلیم در برابر دستورهاى حیاتبخش و سعادت آفرین آن است و بیانگر این که مسلمان ، کسى است که قرآن را دائما در اندیشه و فکر خویش دارد و دستورها و احکام آن را در عمل پیاده مى کند.

علامه حسن زاده آملى -دام ظله- در نکته 490 کتاب هزار و یک نکته خود گوید:

  • در لیالى قدر، قرآن به دل کن ، نه فقط قرآن به سر، که اولى جوهر ذات تو گردد و دومى خارج از گوهر تو است.

حدیث قدسی:

یا دنیا! اخدمی من خدمنی و اتعبی من تبعک؛
ای دنیا! به کسی که به من خدمت می­کند، خدمت کن و کسی که دنبال تو می ­آید را خسته کن!

سعدی در باب هفتم گلستان گوید : بزرگی را پرسیدم از معنی این حدیث که "اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک" ؟
 گفت به حکم آنکه هر آن دشمنی را که بر وی احسان کنی دوست گردد، مگر نفس را که هر چند مدارا بیشتر کنی مخالفت زیاده کند.

تألیف کتابی است که مولف فقط مطالبی را از مواضع متفرقه در آن جمع کرده و بین آنها الفت ایجاد می کند بی آنکه در آن از خود تحقیقات و مطالب علمی داشته باشد ، اما تصنیف آن است که فراهم کننده آن مطالب ، مطالب علمی و تححقیقات و نتایج افکار و معلومات خود را بیاورد. در عین حال باید توجه داشت که رابطه منطقی میان تألیف و تصنیف از میان نسب أربعه در علم منطق ، عموم و خصوص مطلق است.

امید آنکه در حوزه هاى علمیه صحف  ادعیه و اذکار که از ائمه اطهار ما صادر شده اند و بیانگر مقامات  و مدارج و معارج انسانند از متون کتب درسى قرار گیرند و در محضر کسانى که زبان فهم و اهل دعا و سیر و سلوکند و راه رفته و راه نمایند درس خوانده شوند.

در نظر این کمترین اول (مفتاح الفلاح شیخ بهائى) , و پس از آن (عده الداعى ابن فهد حلى) , و بعد از آن (قوت  القلوب   ابوطالب مکى) و سپس (اقبال  سید بن طاوس) و در آخر انجیل اهل بیت و زبور آل محمد (صحیفه کامله سجادیه) در عداد کتب  درسى در آیند که نقش خوبى در احیاى معارف  اصیل اسلامى است.

البته فهم و تعلیم و تعلم آنها بدون معرفت  به علوم ادبى و معارف  نقلى و عقلى و عرفانى صورت پذیر نیست, از تو حرکت و از خدا برکت {لیس للانسان الا ما سعى}. و شک نیست  که نیل بدین معارف نورى الهى از بسیار مباحث رائج و دارج, به مراتب مفیدتر است بلکه به نسبت و قیاس در نمى آید, آن کجا و این کجا.

معلم بزرگ آیه الله مرحوم آخوند ملاحسینقلى همدانى که به فرموده بعضى از مشایخ ما سیصد تن از اولیاء الله در محضر انور او تربیت شده اند، مى فرمود: کتاب (مفتاح الفلاح  شیخ بهائى) براى عمل کردن خوب است. ششمین کتاب جامع عظیم الشأن ( کافى ثقه الاسلام کلینى) کتاب  دعا است  در شصت  باب, حدافل چهارصد حدیث از وسائط فیض الهى که هر باب آن درى به روضه رضوانست, و هر حدیث آن شاخه اى از شجره طوباى ایمان. تا چه رسد به جوامع کبار از قبیل (وافى)  و (بحار الانوار)  و (عوالم)  و (فصل الخطاب) و نظائر آنها.  جزء دوم مجلد نوزدهم ( بحار )  صد و سى و یک باب و خاتمه, در اذکار و ادعیه است که چندین برابر کتاب (  کافى )  یاد شده است. علاوه اینکه در کتب و ابواب دیگر ( کافى )  و ( بحار ) نیز به مناسباتى در ادعیه و اذکار احادیثى روایت  شده است.


مطلبی بسیار گرانقدر و ارزشمند را فارابی در رساله اطلاعات عقل ، و ملاصدرا در اسفار  عنوان فرموده اند که شاءنیت و قابلیت نفس این است که عاقل و مدرک همه موجودات گردد و علم بدان ها تحصیل کند.
 و شاءن همه موجودات نیز این است که معقول و معلوم وی گردند ، پس از تو حرکت و از خدا برکت!
 علاوه این که فارابی را کلامی کوتاه و بسیار بلند است قریب به این مفاد و مضمون که هیچ نبودی و هیچ نداشتی و اکنون این همه سرمایه داری ، حالا که بال و پر در آوردی چرا به سوی بالاتر پرواز نمی کنی ؟
 یعنی هرگاه عقل هیولانی هیچ ندانی به مقام عقل بالفعل رسید که دانا و خوانا و گویا و شنوا شده است ، هر گاه این عقل بالفعل بدین مرتبه رسیده عالمی بوالعجب گردد و به مراتب و درجاتی فوق العاده رسد ، چه جای استبعاد؟ و ان لیس للانسان الا ما سعی .

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

یا علی اذا عنی الناس انفسهم فی تکثیر العبادات و الخیرات فانت عن نفسک فی ادراک المعقولات حتی تسبقهم.

ترجمه:

پیامبر اکرم فرمودند:

ای علی، هنگامی که مردم با زیادی عبادات و کسب ثواب فراوان خود را به سختی می اندازند، تو خویشتن را در ادراک معقولات به سختی  انداز تا از آنها پیشی گیری.

حضرت علامه حسن زاده آملی: 

آن که در اعضاء و جوارح آشکار و پنهانش به خوبی عمیق و دقیق شود و به ویژه اگر در علم شریف تشریح دست داشته باشد، هر یک را با صنعی پیراسته و اندازه ای بایسته و شکلی شایسته و زیبایی ای دلخواسته و نظمی آراسته به شگفتی تمام تماشا می کند، و به یقین اذعان می نماید بِه از آن که هستند تصوّر شدنی نیست.

 آن گاه هر فعلی از افعال خود را به قوّه ای خاص و عضوی به خصوص اِسناد دهد. و گاهی در مقام اسناد بدان ها اشارت کند که مثلاً: با این دو دیده ام و شنیده ام، و دست بر چشم و گوش خود نهد، و در عین حال با اندک التفاتی اعتراف کند که هیچ یک در فعل خود استقلال وجودی ندارد، چنان که مرده ای را می نگرد که همه ی اندام او به جای خوداند، ولی آثار زنده ندارند، بلکه پس از چندی از یکدیگر گسیخته شوند و زیبایی خود را از دست دهند و تباه گردند، به حدّی که آن پیکر سبب انس و الفت، موجب خوف و نفرت شده است. لذا ایجاد افعال و آثار را از دیگری یابد، و میان ایجاد و اِسناد فرق گذارد، که ایجاد از گوهری به نام نفس و روح است و اِسناد به قُویا و اعضاء، و کثرتش را به یک وحدت استوار، و در فعل به اختیار یابد، نه کثرتی که یکی جابر و دیگران مجبورند، بلکه یکی رب و دیگران مربوبند. و نه کثرتی که هر یک متفرّد در افعال و ممتاز و منحاز از دیگری به استقلال است، بلکه یکی مطلق و دیگران مقیّد و شئون اویند. و نه وحدتی که منکر کثرت و مجالی و مظاهر نفس شود، زیرا که ربّ بی مظاهر را معنی نبود.

لاجرم وجود اعضاء و قوا را به لغو و فضول نسبت نکند بلکه حق داند و با نبودن یکی از آن ها نفس را در کارش مختل یابد، امّا وحدت در کثرت و کثرت در وحدت بیند، وحدتی قاهر و محیط و کثرتی مقهور و محاط.

پس سفری از خود به نظام احسن هستی کند، و به توحید حقیقی قرآنی که غایت آمال عارفان است رسد، و به لطیفه ی «بِحَولِ للهِ وَ قُوَّتِهِ» در مقام ایجاد، و «اَقُومُ وَ اَقعُد» در مرتبت اِسناد پی برد.

و از این جا جبری را به افراط و تفویضی را به تفریط ژاژخای یابد، و حکم عدل امر بین الامرین را بر جان و دل نشاند، و به حق بودن کلمات نوری وجودی و قیام آن ها به ربّ مطلق و معیّت قیّومیّه ربّ مطلق بر آن ها آگاه گردد، و به سرّ «الحمد للهِ رَبِّ العَالَمِین» واقف، و به معرفت اثر بسیار بسیار نفیس: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ عَرَفَ رَبَّه » عارف شود.

يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است