قاصدون

آدرس سايت
با سلام خدمت خوانندگان محترم تنها از طریق آدرس زیر به سایت قاصدون دسترسی خواهید داشت، لذا فقط با این آدرس وارد سایت شوید: ghasedoon.ir
آخرين نظرات
قاصدون در تلگرام و آپارات
خبرنامه سايت

ايميل خود را وارد کنيد:

روش عضویت در خبرنامه

۳ مطلب با موضوع «علم و دین» ثبت شده است

دلیل آنکه عرفا عالمان به علم فکری را نکوهش می کنند چیست؟
حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در فصل نهم رساله گهر بار خود به نام «قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند» به نیکویی به جواب این سوال پرداخته و در ضمن اشارت به شش مطلب أساسی در فصل مذکور این پندار را پاسخ گفته اند و ما در اینجا به بخشی از عبارات آن به نحو تلخیص و اندکی تصرف ، تبرک می جوییم:
به طور کلی می توان نکوهش و مذمت منطق و فلسفه را از زبان اهل عرفان به چند دلیل دانست:

یکی آنکه چنین نکوهشی به صاحبان علوم فکری چون منطق، از ناحیه ی انحرافی شگفت تاریخی است که باید بدان آگاه بود تا دانسته شود که نکوهش در واقع به مردم بود نه به خود علم منطق .
بیانش این که اصحاب معارف در اصطلاح تفسیر و کلام مثل براهمه ، اعتماد بر معرفت و عقل خود داشتند و می گفتند ما را نیازی به پیامبران نیست، زیرا که اگر کلام آنان موافق عقل و معرفت است همین است که ما خود داریم ، و اگر مخالف عقل و معرفت است ، مسموع نیست . لاجرم معتقدان به پیامبران و ادیان الهی آنان را ملحد می دانستند و اعتماد آنان را بر دانش و بینش و کاوش علمی بر اساس علم منطق ردّ و نکوهش می کردند که نکوهش به طور مستقیم به اصحاب معارف تعلق می گرفت. از این روی که فقط اعتماد بر عقل و معرفت خود کردند و در این حدّ توقف نمودند ، نه اینکه علم منطق را خدمت کرده باشند و دیگران چون واقعیت قضیه آگاه نبودند پنداشتند که آنان به طور مستقیم علم منطق را نکوهش می کردند و کم کم این نادرست را ندانسته دامن زدند .

دوم آنکه نظر عمده عارفان از نکوهش عقل و منطق دعوت اهل منطق به عرفان عملی است ، چنانکه همین نکوهش را به کسانی که فقط به عرفان نظری اکتفا کرده اند ، دارند .

البته دارایی غیر از دانایی است و از دارایی تعبیر به عشق و ذوق می کنند که چشیدن و یافتن و رسیدن است و در مقابل عبارت پردازی و سجع و قافیه سازی جز صنعت نیست و ذوق شهود است که مایه عزت و سبب سعادت است .
لذا خواجه حافظ گوید :

حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد

و به همین مفاد و مضمون با عالمان و واعظانی که در محراب و منبر دیگرند و چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند سخن بسیار دارد.
در کتب اخلاق در مذمت واعظان و عالمانی که صنعت و کسوت خود را تور شکار دنیا و کشکول گدایی خود قرار داده اند بسیار سخن گفته اند و بلکه آیات و روایات در این موضوع بسیار است. این قرآن کریم است که می فرماید :(مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا)(جمعه/6).
یعنی :

علم چندان که بیشتر خوانی                       چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند                             چارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر                    که بر او هیزم است یا دفتر

پس مذمت این فرق ، علم منطق را نه چنان است که دیگران می پندارند که علم منطق منتج و موصول به مطلوب نیست، بلکه این دعوت دانشمندان منطقی به مراتب عالی تر یعنی مراتب عیان و ذوق و وجدان و شهود است ، به تعبیر دیگر دعوت به عرفان عملی می باشد که شعبه أهّم اخلاق و مهمترین همّ انسان است .

خلاصه اینکه نکوهش آنان نه تنها به علم منطق است بلکه به مطلق علم عاری از سلوک عرفانی است زیرا که حقیقت سلوک عرفانی تخلّق به اخلاق رحمانی و تأدّب به آداب قرآنی است . از آن علوم عاری تعبیر به علم رسمی می کنند و از این به علم عاشقی .

سوم آنکه علم مذموم در نزد اهل عرفان و در کلمات آنان، عقل نظری است و مرادشان از عقل نظری همان کسب معارف و استنتاج علوم از اشکال منطقی است، نه این که مراد آنان نکوهش عقل به نحو اطلاق بوده باشد که هیچ عقلی بدان تفوّه نمی کند.
این عقل مذموم در مقابل قلب به اصطلاح عارف است که محمود اوست. چه این که عقل نظری را قید و عقال می داند و قلب را که در تحوّل و تقلّب است، محل قابل انواع تجلیّات.
پس دانسته شد که مذمت عقل در اصطلاح عارفان ناظر به عقل نظری است که از آن تعبیر به عقل جزیی می کنند نه مذمت عقل کلی که دیگران پنداشته اند ،
به قول ملّای رومی :

عقل جزوی عقل را بدنام کرد
کام دنیا مرد را ناکام کرد

چهارم آنکه دست فکر نظری در معرفت برخی چیزها کوتاه است، و لکن از طریق معرفت شهودی علم بدان ها به نحوی صورت پذیر است، لذا عبارات عارفان را می بینیم که می فرماید تحصیل علم بدان گونه چیزها از فکر نظری میسور نیست. دیگران از ظاهر عبارات آنان پنداشته اند که آنان مطلقاً حکمت نظری را مردود می دانند و برهان منطق را منتج علم یقینی نمی شناسد . و حال اینکه این پنداری نا صواب درباره ی آنان است و اگر متصوفی به اطلاق ، فکرت نظری را مذمت کند و ناصواب داند به تعبیر صاحب اسفار باید او را از جهله ی صوفیه دانست.

از سالها قبل این سوال مطرح بوده است که آیا علم و دین دو مسئله جدا و معارض با هم هستند یا با هم ارتباط دارند و از یک مقوله اند؟ و این سوالات در عصر امروز، گسترده تر و وسیع تر شده است و حلّ این مسئله مهم، ضروری به نظر میرسد.

 لذا رساله "علم و دین"‌ حضرت علامه حسن زاده آملی را میتوانید در ادامه مطالعه و دانلود کنید، که در حقیقت پاسخ به 8 سوال جناب دکتر مهدی گلشنی رئیس وقت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.

همچنین علاقمندان، در صورت نیاز به شرح و بسط بیشتر این رساله شریف، می توانند از "دروس شرح صوتی این رساله" یا کتاب "شرح رساله علم و دین"، استاد صمدی آملی استفاده کنند. همچنین میتوانید مصاحبه جناب دکتر گلشنی درباره رابطه علم و دین را مطالعه نمایید که خود ایشان چهره ماندگار فیزیک و برنده جایزه درس علم و دین از بنیاد تمپلتون آمریکا هستند و تألیفاتی در این زمینه دارند.

**دانلود رساله علم و دین علامه حسن زاده آملی (pdf)**

متن رساله علم و دین:

این کلمه حاوى هشت سؤال در علم و دین و جواب آنها به تفصیل ذیل است:

باسمه تعالى‏

حضرت آیة الله حسن‏ زاده آملى (دامت افاضاته)

با عرض سلام و تحیّات خاطر شریف را مستحضر مى ‏دارد:

به علّت مطرح بودن بعضى شبهات در اذهان طبقات مختلف جوامع اسلامى، خصوصا جوانان، در مورد رابطه علم و دین، تعدادى سؤال تهیه شده و براى بعضى از دانشمندان علوم تجربى، فلاسفه و متکلّمین مسلمان و مسیحى داخل و خارج ارسال شده است. در اینجا به دلیل سهولت بحث، علم به مفهوم علوم تجربى بکار رفته است. پاسخها قرار است به صورت کتاب به زبانهاى فارسى و انگلیسى منتشر شود. شرکت حضرتعالى در پاسخگویى به این سؤالات موجب امتنان خواهد بود و در انتشار دیدگاههاى اندیشمندان مسلمان در سطح جهان تأثیر بسزائى خواهد داشت.

با تشکر و آرزوى مزید توفیقات براى حضرتعالى‏

دکتر مهدى گلشنى- رئیس پژوهشگاه علم انسانى و مطالعات فرهنگى‏

6/ 8/ 75


8 سؤال درباره رابطه علم و دین‏:

1- تعریف حضرتعالى از علم و دین چیست؟

2- آیا جنابعالى تعارضى بین این دو تعریف مى‏بینید یا خیر؟

3- در کجا (یا در چه صورت) ممکن است بین علم و دین تعارض پیدا شود؟

4- در گذشته زمینه ‏هاى پیدایش تعارض بین این دو چه بوده است؟

5- نقش دین در رونق گرفتن علم در تمدن درخشان اسلامى و در غرب چه بوده است؟

6- آیا «علم دینى» امکان دارد؟

7- آیا علم مى ‏تواند از دین به کلّى مستغنى باشد؟

8- آیا مى ‏توان حوزه‏ هاى علم و دین را به کلّى از یکدیگر تفکیک کرد؟

متن زیر گوشه ای از مصاحبه نشریه کیهان علمی با حضرت علامه حسن زاده آملی است که درباره جوانان می باشد:
سوال: چه پیامى براى نسل جوان دارید؟
جواب (علامه حسن زاده آملی):
همان پیامى که خدا، قرآن و همه انبیا دارند، دو کلمه است ، یکى این که پاک باشید و دیگر آن که در پى تحصیل کمال و معارف بروید. مهم ترین کارى که هر کس مى تواند بکند این که خودش را درست بسازد و صنع الهى را آلوده نکند.
جوانان ما باید در صنع وجودشان تامل کنند.
هیچ نبودند و هیچ نداشتند، ولى الان این همه سرمایه هاى علمى دارند، این همه قوا دارند، این همه معارف دارند.
جوانان بدانند که حقیقت هستی، کلمات وجودی، منطق وحی، قرآن و تمام آیات و روایات، کتابخانه های علمی ما، رجال علمی ما و هر چه هست، علم است و آنها دنبال علم و عالم باشند. امیدواریم که جوانان ما بیدار باشند و دنبال کمالات علمى خود و اعمال شایسته و صالح باشند.

***
سوال: اگر با همین تجربه ی فعلی به سنین جوانی برگردید، چه میکنید؟
جواب: سعی می کنم خودم را پاک کنم و باز به دنبال تحصیل معارف بروم. میروم به دنبال علم، تحصیل علم می کنم و دنبال تحصیلات بالاتر می روم. بهترین لذت بهشت همان تحصیل معارف است.
منبع: کتاب گفت و گو با علامه حسن زاده آملی، صفحه 294
يا من لا يفد الوافدون علي اکرم منه و لا يجد القاصدون ارحم منه
کپی و نشر مطالب سایت قاصدون بلامانع است